X
تبلیغات
مجتمع فنی
رایتل

.

- عدم نقد و ارزیابی موجب می شود که باور کنیم، همه ی آن چه صورت می گیرد صحیح است.

- شاعران و مداحان باید شور و شعور دینی را تقویت کنند.

- نسل جدید مداحان می خواهند با تکیه بر صدای خوب اشعار خوانده شود، در حالی که این موضوع جفا به خودمان و مردم است.

- شعر در لغت به معنای دانستن دقیق است، شاعر کسی است که می تواند اشعار حماسه ساز خلق کند.

- شاعران استعداد خدادادی سرودن شعر را فرصتی استثنایی از سوی خداوند بدانند و از این هنر در جهت تحکیم اعتقادات استفاده کنند.

- خواندن هر شعر نقلی، ادای رسالت یک مداح نیست، مداح باید اوقاتی را برای مطالعه اختصاص دهد.

- کار مداحان و شاعران شغل محسوب نمی شود بلکه مسوولیتی بزرگ است.

- بدعت گذاری به بهانه ی نوآوری و جذب مخاطب گناه نابخشودنی است.

.

www.deabel.org/vdchzwni.23n66dftt2.html



.

کیامرث خورده بین - شاعر آیینی

شور منشأ جهل است و احساسی واهی و زودگذر را در بر می گیرد. نخواهیم از این فضا برای خواهش نفس استفاده کنیم. کسانی که در این میدان به هر نحو فعالیت می کنند وظیفه دارند پیام را صحیح به گوش مخاطب برسانند.

مداحان و ذاکران سفیر امامان و پیامبر اکرم صلی الله و علیه و آله هستند و باید به کلام و گفتمان معنوی کاملاً آگاه باشند. امروز هرچه بیشتر باید پیام صریح و شیوای اسلام را بدون ذره ای دگرگونی به گوش عاشقان رساند.

شعر بدون پیام و اندیشه دردی را دوا نمی کند، متأسفانه این آیین و سنت دستخوش مسایل غیر اخلاقی شده است و نبود برنامه ی مدون و خط مشی روشن و احساس مسوولیت صحیح و درک درست از جایگاه مداحی در میان برخی از مداحان و حتی شاعران و آهنگ سازان و سلیقه ای شدن در انتخاب کارها بدون مشاوره گرفتن از اساتید ، این مراسم را به قهقرا برده است. موسیقی خوب، شعر پر مغز و اجرای موفق باعث ماندگاری اثر خواهد شد.

این که ما به جای دیگران تصمیم بگیریم که شعر اندیشه محور قابل درک برای مخاطب نیست، کاملا به خطا رفته ایم.

مداح و ذاکر، سفیر امام است پس باید آگاه به جریان و اندیشه ی امام خویش باشد نه فقط به احساس خود و مخاطب توجه کند.


آسیب ها بیشتر به دلیل ناآگاهی از هویت حسینی در این دستگاه به وجود آمده است و تا کنون ادامه دارد، در همین چند سال اخیر متأسفانه شاهد اجراهای ضعیف و خالی از پیام بوده ایم که آسیب جدی در اجتماع دینی وارد کرده است، قبلاً نیز اشاره کردیم نوحه خوان سفیر امام حسین علیه السلام است و انتقال مفاهیم و ارزش های حادثه ی کربلا بر دوش ایشان است؛ اگر نوحه خوان قدرت تحلیل پیدا نکند نمی تواند درست تشخیص دهد و پیام صحیح را به مخاطب برساند.

صرفاً داشتن علاقه به نوحه خوانی و سرودن شعر دلیل کافی بر توانایی و درک بالای مفاهیم عاشورایی نیست. سادگی اشعار در گرو پیام عاشوراست و شعری که پیام نداشته باشد بی ارزش خواهد بود حتی اگر دارای آهنگی شگفت انگیز باشد؛ تعداد بالای بُرهای یک سینه زنی، خواندن در بهترین مساجد و حتی پر زرق و برق بودن فضای عزاداری ملاک کار خوب نیست - باید روح مجلس که همانا با انتخاب دقیق اشعار صورت می گیرد در مجلس حاکم باشد. 



 .

روز 18 اردی بهشت 1394 فرصت مغتنمی بود تا دیگربار با حضور اهل معرفت یعنی سوگ سرایان و سوگ خوانان حسینی و سخنرانی «جناب استاد دکتر سیدمحمد هاشمی فرد» عاشورا پژوه و امام حسین شناس بزرگ دیارمان گوشه هایی از بایدها و نبایدهای آیین بزرگ و ریشه دار و تعالی بخش عزاداری و مدح و ثنای اهل بیت علیهم السلام را در شهر گناوه به یادآوری بنشینیم که سخنان ایشان را در قالب قطعات صوتی کوتاه خدمت شما تقدیم می داریم.

مداحی و نوحه خوانی یک مأموریت تخصصی است / 05:49

عشق و ارادت شرط لازم است اما شرط کافی نیست 09:44

آیا می شود در نوحه خوانی چیزی را نابجا به معصوم (ع) نسبت داد؟! / 04:54

دوره ی امروز دوره ی مرحوم ناخدا عباس نیست؟ / 03:44

وظیفه ی مداح عقلانیت و تصور ستیزی است / 06:28

یکی از خطرناکترین عوارض امروزی مطالعه نکردن / 02:27

امام حسین ساخته ی ذهن خود را تحویل مردم ندهیم / 07:36

شاعر باید زبان حال متناسب با قال معصوم بگوید / 02:34

شاعران اهل بیت علیهم السلام باید الفبای شعر را یاد بگیرند / 01:21

اشعار ضعیف را کنار بگذاریم / 01:27

امام حسین علیه السلام انسان سرفراز می خواهد نه نوکر / 00:58

درباره حضرت قاسم علیه السلام / 02:28

.


.

در ادامه این نشست عاشورایی، استاد ارجمند جناب آقای حاج حمید دشتی فرد (ناخدا) از نوحه خوانان و مداحان به نام و خوش نگاه استانمان، عنان سخن را به دست گرفت که گوشه هایی از نکات نغز ایشان پیش کش شما و پایان بخش گزارش ماست.

- اگر از همه کسانی که در عرصه ی نوحه خوانی سوال شود که انگیزه ی شما از آمدن در وادی مداحی چیست؟ همه بلا استثنا جواب خواهند داد – عشق به اهل بیت علیهم السلام – بله عشق به آل الله علیهم السلام بسیار پسندیده است اما این عشق یک بار معنایی بسیار والا و سنگینی دارد و برای معشوق، مسوولیت آور است. انسان عاشق برای معشوقش بسیار سرمایه گذاری می کند حتی جانش را هم فدای معشوقش خواهد کرد؛ اما آنچه ما امروز در جامعه ی مداحان دیار و استانمان شاهد آن هستیم، عشق نیست – در دایره ی مدح و مداحی و نوحه خوانی وظیفه ی عاشق دست کم این است که با مطالعه و تحقیق و تدقیق، معشوقش را آنطور که هست بشناسد و به مردم بشناساند؛ خرافه گرایی و ترویج آن توسط بعضی از مداحان و نوحه خوانان با ادعایشان که می گویند عاشق خاندان عصمت و طهارت علیهم السلام هستیم، منافات دارد.

- اگر بخواهیم معدل سنی را در تمام ایران در جامعه ی مداح حساب کنیم، جوان ترین مداحان کشور در استان ما هستند در عین حال کم کارترین مداحان کشور نیز در استان ما می باشند.

- مداح خوب مداحی است که صاحب اندیشه و خرد باشد و همواره اندیشه، تفکر و تعمق پشوانه ی کلام و اجرای او باشد. اگر ما اندیشه و خرد را پشتوانه ی کارهای خود قرار دهیم خلأهای اجتماعی را خواهیم شناخت، متاسفانه یکی از خلأهای اجتماعی در استان ما خرافه گرایی و دامن زدن به آن است.

- این که ما هر وقت به بهانه ی این که فیضی بدهیم حتی در محافل شادی اهل بیت علیهم السلام ، روضه بخوانیم و از مردم اشک بگیریم، قطعا نادرست است و این یک تهدید است. متاسفانه برگزاری محافل هفتگی روضه خوانی باعث شده تا در طول سال این گونه مجالس و اشک گیری ها به بهانه های مختلف برگزار شود که این عاشورا را تحت الشعاع قرار دادن است و این یک تهدید بزرگ است.

- اگر معارف اهل بیت را با خنده انتقال دهیم خیلی بهتر است تا این که مردم را روضه باران کنیم و در آن هیچ معرفتی را نتوانیم انتقال دهیم؛ به فرموده ی رهبری: نباید هدف ما فقط اشک گرفتن باشد.   



.

حمید دشتی فرد (ناخدا) از معدود کسانی است که به طور مداوم برنامه های صدا و سیمای استان را دنبال می کند و به گفته ی خودش اغلب برنامه های این شبکه را ضبط می کند. بوشهری ها او را به خوبی می شناسند؛ همان مداح و ذاکر معروف شهر که صحبت وی را در ادامه می خوانید:

حضرت امام خمینی (ره) فرمودند که صدا و سیمای جمهوری اسلامی دانشگاه است، اما الان هرچه نگاه می کنیم در استان ما صدا و سیما، دانشگاه که هیچ، بلکه مهد کودک هم نیست.

کسانی که قبل از انقلاب در صدا و سیما کار می کردند، متخصصانی با تحصیلات عالیه بودند که همان برنامه های انحرافی را هم که تهیه و یا اجرا می کردند، به آن اعتقاد داشتند. و حالا ای کاش ما از بی ادبان ادب می آموختیم و باعث احیا و تعالی اهداف جمهوری اسلامی از طریق این رسانه می شدیم.

نقص بزرگ مسوولان صدا و سیمای استان این است که کاری به تخصص ندارند و افرادی را که جذب می کنند فامیلی است.

مجری صدا و سیما باید متفاوت و فکرش جلوتر از اجتماع باشد، ولی وزن برخی از مجریان صدا و سیما از طرز سخن گفتنشان مشخص است.

مثال ما، مثال کسی است که در اتاقی تاریک  نگه داشته شده و او را به نور ضعیف شمعی قانع کرده اند. آن ها از ابتدا طوری عمل کردند که مردم به حداقل ها قانع شدند و فکر می کنند که سقف کار همین است که الان صدا و سیما دارد انجام می دهد.

وقت اعلان بیلان کاری می گویند هفتاد درصد بیننده داشتیم! من بارها به این آقایان گفته ام: از صبح تا شب نی انبان پخش کنید تا بیننده شما به صد در صد برسد. اما انگار مسوولان صدا و سیما غافل هستند که مأموریتشان تغییر ذائقه ی اجتماع است. صدا و سیما باید فرهنگ های ناب را نهادینه کند نه این که مانند طفلی که از آمپول بدش می آید و دکتر هم برای او نمی نویسد، کارهای سخت و تأثیرگذار را انجام ندهند.

هر وقت رادیو و تلوزیون را روشن می کنی، مردم می گویند: (با تشکر از صدا و سیما)، این یک فاجعه است.

ماه رمضان سال گذشته وقت افطار نماز جماعتی به امامت رهبری پخش شد که من متوجه شدم حمد و سوره ی آن آهسته خوانده می شود، تعجب کردم، در کمال ناباوری دیدم که امام جماعت بعد از رکعت سوم بلند شد و نماز را ادامه داد – همان موقع تماس گرفتم و گفتم شما که می گویید هر برنامه از فیلتر پنج نفری می گذرد تا به پخش می رسد، متوجه نشدید که به جای نماز مغرب، نماز ظهر را پخش کردید؟

تا دلتان بخواهد از این اشکالات بر صدا و سیما وارد است که برایشان سند هم دارم. کافی است روزی نیم ساعت با تمرکز در هر ساعتی به هر برنامه ای که خواستید بدون هیچ گزینشی به شبکه ی استانی نگاه کنید تا ببینید چقدر کارشان اشکال دارد. مردم آگاهند و خوب می دانند چه برنامه ای باعث پویایی آن ها و چه چیز باعث تنزلشان می شود.

منبع: روزنامه ی بامداد جنوب



تاریخ : سه‌شنبه 28 بهمن 1393 | 11:22 | نویسنده : روابط عمومی بنیاد دعبل خزاعی بوشهر

.

گوشه ای از دیدگاه آقایان دشتی فرد (ناخدا) و گراشی در مورد مرحوم حسین علی حیدرپور جبری

 

آقای دشتی فرد: مرحوم حسین علی مداح و مرثیه خوان کم نظیر عصر ما، در هنگام اجرای مرثیه خونی یا مداحی بیش از آن که خود را ببیند و  خود را به رخ بکشد همواره سعی داشتند پیام معصوم علیهم السلام و شهدای کربلا را منتقل کنند، مخاطبین و حاضرین در مجلس ایشان هم چیزی غیر از این نمی دیدند؛ اما آنچه امروز مستمعین در بیشتر مجالس به ویژه مجالس عزاداری ها با آن روبرو هستند، مداح و حرکات اضافی اوست، حرکات و سکناتی که حاکی از نمایاندن خود است نه نمایاندن اهل بیت علیهم السلام.

ویژگی دیگر آن مرحوم که او را از دیگر مداحان متمایز می ساخت ایفای وظیفه در تمامی مناسبت ها بود؛ ایشان با این که از بینایی محروم بودند خود را به مسجد یا حسینیه می رساندند و در وفیات و میلادهای امامام معصوم به نوحه خوانی و مولودی خوانی می پرداختند – خداوند او را با شهدای دشت خونین کربلا محشور فرماید.

 

آقای گراشی: با توجه به شناختی که من از ایشان دارم ایشان مردی با مناعت طبع و با عزت بودند، ایشان مقید بودند در همه ی مجالس شادی و عزای اهل بیت علیهم السلام حضور موثر داشته باشند، و همان طور که برادر عزیزم جناب آقای دشتی فرد فرمودند، ذره ای خودنمایی در ایشان وجود نداشت؛ ایشان از مداحان و مرثیه خوانان موفق و بنام این دیار بود؛ امید است نسل جوان مداح و مرثیه خوان او را الگوی خود قرار دهند – روحش شاد و راهش پر رهرو باد.



برچسب‌ها: حسین علی

بسم الله الرحمن الرحیم

با توجه به این که چند سالی است اکثر مساجد با پیروی و تقلید کورکورانه، شب رحلت جانسوز حضرت رسول و امام حسن مجتبی علیهم السلام ، که شب اندوه اهل زمین و آسمان است را شب تجلیل و بزرگداشت از نوحه خوانان و سینه زنان قرار داده اند، و با توجه به این که دین اسلام دین عقل است و اندیشیدن، اختیار، قدرت تجزیه و تحلیل و تشخیص، وجدان و انصاف از مختصات انسان می باشد - لطفا نظرات ارزشمند خود را جهت اصلاح این موضوع و تبیین دقیق جایگاه تجلیل و بزرگداشت بیان فرمایید. 

 

- آیا پسندیده تر این نیست که برگزاری مراسم تجلیل و بزرگداشتِ نوحه خوانان و سینه زنان، در شب میلاد پیامبر که هفده شب بعد از پایان ماه صفر می باشد و شب جشن و سرور همه ی اهل عالم است و با موضوع تجلیل و بزرگداشت هم سنخیت دارد، در یکی از سالن های مخصوص برگزاری همایش ها و بزرگداشت های شهر بوشهر با حضور همه ی اقشار، برگزار شود؟

 

- آیا تجلیل و بزرگداشت یک فرد یا افرادی در شبی که به طور خاص متعلق به شخصیت های اول عالم است و مردم به طور ویژه برای شرکت در مراسم عزای این بزرگواران به مساجد و حسینیه ها می آیند، تحت الشعاع قرار دادن مجلس اندوه و عزای این بزرگواران نیست؟ آیا این عمل (تجلیل) با فلسفه ی عزاداری اهل بیت علیهم السلام در تضاد نیست؟ آیا اذهان عموم، درگیر مسائل حاشیه ای ی این گونه تجلیل های بی موقع نمی شود؟ آیا اساساً مجلس تجلیل و بزرگداشت، هر چند برای کسانی که برای اهل بیت علیهم السلام قدمی برداشته اند، حین مجلس ترحیم و عزا صحیح است؟ آیا از نظر شکل و محتوا مجلس عزا و مجلس تجلیل یکسان است؟ آیا تا کنون در مجالس ترحیم، ختم و به طور کلی عزای نزدیکان و دوستان و آشنایان خود شاهد تجلیل از شخص  یا اشخاص خاصی بوده اید؟ اگر مشاهداتی داشته اید لطفا بیان فرمایید.

 

- آیا بدعت گلریزان که چند سالی است باب شده و در حال گسترش است در شبی که (قدسیان یکسر عزادار و سیه پوشیده اند) عمل پسندیده ای است؟ آیا ارادتمندانی که در خلوصشان به ساحت پاک معصومین علیهم السلام هیچ شکی نیست بهتر نیست هزینه هایی را که صرف خرید وسایل سرور آفرین به شکل خاص از قبیل گل، فشفشه، وسایل نور افشان و حتی آلات موسیقی در عزای پیامبر اکرم و امام حسن مجتبی و امام رضا علیهم السلام می کنند، صرف میلاد و جشن های این بزرگواران کنند تا مردم شهر شاهد سوت و کوری اعیاد این بزرگواران نباشند؟ بهتر این نیست که مجالس عزاداری طبق فرمایش همه بزرگان و آن طور که خود از قدیم در خاطر داریم به شکل سنتی و بدون بدعت های ویران گر باقی بماند؟ آیا اگر در مجالس عزای نزدیکان ما کسی مرتکب این گونه موارد شود (مثلا شخصی کنار تابوت پدر یا مادر ما اقدام به زدن فشفشه کند!) با او چه برخوردی خواهیم کرد؟ راستی زدن فشفشه در عزا به چه معناست؟ نماد چیست؟

اگر در مجالس تشییع جنازه و مجالس عزای نزدیکان خود تاکنون با مواردی از قبیل گلریزان، نورافشانی و هوا فرستادن فشفشه روبرو شده اید، لطفا مشاهدات خود را بیان فرمایید. (زدن فشفشه در بعضی دمام زنی ها در شب های سنگین و خاصی مثل شب تاسوعا و عاشورا  و روز تابوت گردانی حضرت رسول اکرم صلی الله و علیه وآله انجام می شود)

 

- آیا تا کنون به بررسی فرق هایی که در مجالس عزا و شادی وجود دارد پرداخته اید؟

- آیا تا کنون به فلسفه ی برگزاری عزاداری دقت کرده ایم؟ آیا فکر کرده ایم این گونه عزاداری ها چه قدر به فلسفه ی اصیل عزاداری نزدیک است؟ راستی فلسفه ی عزاداری چیست؟ مردم دنیا در عزاداری هایشان و در فصل اندوه و ماتم بزرگانشان چه می کنند؟

 

- آیا تا کنون با افرادی مواجه شده اید که اِعمال این گونه سلایق شخصی و بدعت ها را در نوع عزاداری سنتی برای اهل بیت علیهم السلام بر نمی تابند و این گونه مجالس را ترک می کنند و دیگر به مجالسی با این توصیفات قدم نمی گذارند؟

 

- اگر جلو این گونه برخوردهای سلیقه ای و بدعت هایی که به نام نوآوری وارد عرصه ی پاک عزاداری های پاکان عالم می شود، گرفته نشود آیا در آینده ای نزدیک، شاهد ظهور بدعت های مخرب تر دیگر نخواهیم شد؟ اگر برخورد با بدعت ها و گسترش آن ضروری است، این وظیفه مهم به عهده ی کدام نهاد است؟ آیا مردم هم نقشی می توانند داشته باشند؟

 

- پیشنهاد و وظیفه ی شما به عنوان یک فرد آگاه و منصف چیست؟ 



.

دانلود - تجلیل مقام معظم رهبری از اشعار استاد سازگار / 40 ثانیه

-------------------------------------

-------------------

------

دانلود واحد شب عاشورا - بتاب ای ماه امشب تا نبینم صبح فردا را

(با صدای آقای گراشی، شاعر استاد سازگار)

بتاب ای ماه امشب، تا نبینم صبح فردا را
ببار ای اشک تا دریا کنم دامان صحرا را
بریز ای آسمان خون جای باران بر زمین امشب
که پرپر می کند فردا خزان گل های زهرا را
بگریید ای تمام اهل عالم آن چنان امشب
که با اشک خود از خجلت برون آرید سقا را
ندای ارجعی دل برده از هفتاد و دو عاشق
صدای العطش آتش زده اعماق دریا را 
وضو گیرید از خون دل خود ای بنی هاشم
!
که بردارید فردا از زمین، قرآن لیلا را
 
نگهدار ای سکینه! اشک های دیده ی خود را
 
که در گودال خون فردا بشویی جسم بابا را

میا ای آفتابِ صبح بیرون از افق فردا
که با سوز عطش اصغر ندارد تاب گرما را
الهی مهر زندانی شود در سینه ی مشرق
که در گودالِ خون زهرا نبیند ظهر فردا را
بگردید آل یاسین سخت فردا در بیابان ها
که دریابید زیر خارها گل های طاها را
سپاه حق و باطل صف کشیدند از دو سو میثم
میان این دو صف بشناس دنیا را و عقبا را

.

دانلود واحد اربعین - مظهر صبر خدای حی داور زینبم

(با صدای آقای رسول نژاد، شاعر استاد سازگار)

مظهر صبر خدای حیّ داور زینبم!

یادگار حیدر و زهرای اطهر زینبم!

فتح کردی شام را سنگر به سنگر زینبم!

آمدی همچون علی از فتح خیبر زینبم!

گر چه آهی نیست از آه تو ظالم سوزتر

بازگشتی از همه سردارها پیروزتر

 

باغبان از بهر گل‌هایت گلاب آورده‌ام

بحر بحر از چشم گریان بر تو آب آورده‌ام

روی نیلی گیسوی از خون خضاب آورده‌ام

پرچم پیروزی از شـام خـراب آورده‌ام

آه دل را آتش فریـاد کـردم یـا حسین

شام ویران را حسین‌آباد کردم یا حسین

 

خواهرم در این سفر فریاد عاشورا شدی

یاس بـاغ وحی من نیلوفر صحرا شدی

با کبودی رخت مهرِ جهان‌آرا شدی

هر چه می‌بینم شبیهِ مادرم زهرا شدی

بارها جان دادی اما زنده‌تر گشتی بیا

دست بسته رفتی و پیروز برگشتی بیا

 

من خدا را آیت فتح و ظفر بودم حسین

با سرت تا شام ویران هم‌سفر بودم حسین

بر دل دشمن ز خنجر تیزتر بودم حسین

دختران بـی‌پناهت را سپـر بودم حسین

بس که آمد کعب نی از چار جانب بر تنم

گشت سر تا پا تنم نیلی‌تر از پیراهنم

 

زینبـم، پیـروز میـدان بـلا دیدم تو را

فـاتح روز نبـردِ ابتـلا دیـدم تـو را

لحظه لحظه قهرمان کربلا دیــدم تو را

خوانده‌ام قرآن و در طشت طلا دیدم تو را

تو نگه کردی و دشمن چوب می‌زد بر لبم

بـر نگاهِ درد خیزت گریـه کـردم زینبم

 

خواهرم آن شب که در ویرانه مهمانت شدم

بـا سـر ببْریـده‌ام شمـع شبستـانت شـدم

شستشو از گرد ره با اشک چشمانت شدم

چشم خود بستم، خجل از چشم گریانت شدم

دخترم پرپر زد و جان داد دیدم خواهرم

زد نفس تا از نفس افتاد دیدم خواهرم

 

یا اخا آن شب تو کردی با سر خود یاری‌ام

ورنه می‌شد سیل خون در دیده اشک جاری‌ام

مـاند چون بغض گلـو در سینه آه و زاری‌ام

کاش می‌مردم من آن شب زین امانت داری‌ام

دختر مظلومه‌ات با دست زینب دفن شد

حیف او هم مثل زهرا مادرت شب دفن شد

 

جان خواهر من سر نی سایه‌بانت می‌شدم

نیمـه‌های شب چـراغ کـاروانت می‌شدم

بـا اشـارت‌های چشمم، ساربانت می‌شدم

گه جلو، گه پشت سر، گه هم‌عنانت می‌شدم

یاد داری سنگ زد از بام، خصمم بر جبین؟

از فـراز نـی سـرم افتـاد بر روی زمین...

 

جان خواهر این مصائب در رضای دوست بود

گـر سـرم افتـاد از نـی، پیش پای دوست بود

بـر فـراز نـی مـرا حـال و هوای دوست بود

ایـن اسـارت، این شهادت، از برای دوست بود

تا در اطراف سر من طایر دل پر زند

شعلۀ فریاد تو از نظم میثم سر زند

.

دانلود واحد رحلت پیامبر (ص) - چرخ گردون را عجب غوغا و شوری در سر است

(با صدای آقای ناصر رسول نژاد، شاعر استاد سازگار)

چرخ گردون را عجب غوغا و شوری در سر است
یا که گیتی را فنا گردیده وقت محشر است
بر چه می ریزد سرشک تلخ از مژگان فلک
عالمی را رخت ماتم نوحه گر بر پیکر است
ارض هستی یکسره گردیده بی صبر و سکون
خون چکان عرش و فلک در ماتم پیغمبر است
فاطمه دخت نبی می سوزد از هجر پدر
خلقت هستی پریشان از نوای کوثر است
یک طرف نالان حسن سویی حسین و زینبین
سوی دیگر دل غمین بهر برادر حیدر است
ناگهان آمد سروشی غم مخور زهرای من
نگذرد چندی پدر واصل به وصل دختر است
مهر تابان هدایت گشته خاموش عاقبت
مرتضی دیگر غریب و بی کس و بی یاور است
آب غسل تو نخشکیده هنوز ای نور حق
دخترت پهلو شکسته بین دیوار و در است
بعد تو از آتش بدعتت سرایت سوختند
غنچه نارسته ای از ظلم کینه پرپر است
خیز از جا یا رسول الله بنگر بی معین
ریسمان بر گردن فتاح و میر خیبر است
یا رسول الله چنان سیلی به زهرایت زدند
کز شرارش تا ابد نیلی عذار دخت راست
یا رسول الله زجا برخیز و زهرا را ببین
آنکه را خواندی ابیها را گرامی مادر است
یا رسوالله علی شد بعد تو خانه نشین
حق شده خاموش و ناحق بهر امت رهبر است



تاریخ : پنج‌شنبه 13 آذر 1393 | 20:10 | نویسنده : روابط عمومی بنیاد دعبل خزاعی بوشهر

.

نشست هم اندیشی مداحان، ذاکران و شاعران عاشورایی - روز پنجشنبه به همت بنیاد دعبل خزاعی بوشهر به منظور ارتقاء سطح کیفی عزاداری و مدیحه سرایی و با هدف آسیب شناسی و آسیب زدایی مقوله ی نوحه، نوحه خوانی، مدح و مداحی و ارایه ی راهکارهای علمی در مورد پیشبرد این جریان و در نهایت چگونگی اشاعه ی فرهنگ عاشورایی در جامعه، برگزار شد. 



.

گفتگو با خویشتن در کربلا / 08:55

جنس یاران امام حسین و امام زمان علیهم السلام / 02:58

ماجرای نافع ابن هلال تازه داماد در کربلا / 05:49

امام حسین علیه السلام زمین کربلا را خرید / 03:49

یکی از زیبایی های کربلا / 09:15

ماجرای دقیق توبه ی حر / 06:15

من و شما را چه چیز از تصمیم های بزرگ باز می دارد؟! / 08:14

خواب دیدن کسی که مدام میگفت ای کاش با اباعبدالله (ع) کربلا بودم / 03:25

امام حسین علیه السلام با یارانش چه کرد که تعلقات را پشت پا زدند؟ / 08:14

اثبات ورود اسرا به کربلا در اربعین اول / 05:36

میانه ی شب را از دست ندهید / 02:28

کسانی که می گویند ورود اسرا به شام، اربعین اول بوده است / 00:44

جزئیات اسارت و ماجرای سر مطهر امام حسین علیه السلام / 15:57

توصیـــف انســان های بـزرگ / 00:33

-----  پرسش و پاسخ  -----

چند کتاب که با نگاهی متفاوت به عاشورا پرداخته معرفی بفرمایید/03:05

مهمترین وظیفه ی مداحان و روحانیان نسبت به عاشورا چیست؟ / 02:21

در مورد سن حضرت علی اکبر (ع) و ازدواج ایشان توضیح بفرمایید/ 01:51

بعد از کربلا حضرت سکینه زودتر شهید می شود یا حضرت رقیه / 01:57

آیا حضرت رقیه در کربلا حضور داشتند؟ / 01:00

آیا مادر حضرت قاسم علیه السلام در کربلا حضور داشتند؟ / 00:46

کتاب های تحریف شده ی مقتل چه تعداد است؟ / 00:56

از کجا بدانیم خداوند عملمان را پذیرفته است؟ / 03:44



.

دانلود - واحد نی نامه با صدای حاج حمید دشتی فرد (ناخدا)

 دانلود - دکلمه ی مثنوی نی نامه

 

ستایش دکتر گرمارودی از مثنوی نی نامه ی (قیصر امین پور)

....... این شعر متعالی قیصر حتی یک کلمه ی اضافی ندارد و با صدای بلند می گویم که پهلو به پهلوی برجسته ترین شعرهای آیینی فارسی از آغاز تا امروز است. مهمترین ویژگی شعر او، دوری از عریان گویی مضامین آیینی و فاصله ای است که از برهنگی مضمون می گیرد؛ «نی» در این شعر، هم نی است، هم قلم، هم نیشکر، هم امام علیه السلام. اما به طور قاطع هیچ یک از آن ها نیز نیست. قیصر در تصویر ادب توحیدی امام علیه السلام و بیان این که او در راه عبودیت در برابر خداوند، موءدب به آداب است و سرش را به نیزه سپرده و تنش را به گودال، می گوید:

سرش بر نی تنش در قعر گودال

ادب را گه الـــف گردیــده گه دال

ایهام مصراع دوم، در نهایت زیبایی و نازکی است؛ یعنی به رعایت ادب، گاهی (بر نیزهچون الف ایستاده، و گاهی (در گودال) چون دال خم شده است، یا از لفظ «ادب» گاهی الف این کلمه و آغاز آن شده است و گاهی دال و ستون وسط و تکیه گاه آن.

برگرفته از مقدمه ی کتاب گوشواره ی عرش (مولف: دکتر گرمارودی)



تاریخ : چهارشنبه 21 آبان 1393 | 10:24 | نویسنده : روابط عمومی بنیاد دعبل خزاعی بوشهر

.

http://s5.picofile.com/file/8135248084/ch009.JPG

واحد - عالم از شور تو غرق هیجان است هنوز - آقای دشتی فرد (ناخدا) 

نوحه - تشنه ی دیدار دلبر - ویژه شهادت حضرت علی اکبر (ع) - "    

نوحه - وارد دشت کربلا شد زاده ی زهرا -   "

واحد - شیعه ای شیعه ی دلخسته ی آشفته ضمیر - "

نوحه - ای شیعه بر سرزن با ناله و غم -  "

واحد - ظهر عاشوراست هنگام نماز -  "

واحد - روز عشق افروز عاشورا گذشت -  "

واحد - نینوا گر سرزمین یاس بود -  "

واحد - در حریم عشق در دشت بلا -  "

واحد - خواهرش بر سینه و بر سرزنان -  "

واحد - آوخ از گردش این چرخ ستم پیشه که چون -  "

واحد - تیغ پایین آمد و در کربلا بیداد کرد -  "

نوحه - ای آسمان فریاد کن خون خدا را کشتند -  "

نوحه - زینب به میدان می آید با بانگ ابا یا علی -  "

نوحه - شیعه پا تا سر، سراپا گوش باش -  "

نوحه - شش ماهه سوی میدان می آید، آه واویلا -  "

واحد - باز این دل بی قراری می کند -  "

پس واحد - اندر آنجا که باطل امیر است -  "

واحد - ای عزاداران بشنوید اکنون قصه ی طفل میر مظلومان -  "

نوحه - ماه بنی هاشم فرزند حیدر -  "

واحد - ندا آمد که حق را سنگر اینجاست -  "

نوحه - گفتا به شه دین عباس دلاور -  "

نوحه - چون عزیز مجتبی در خون تپید -  "

واحد - ظهر عاشورا که خون از چشم هستی می چکید -  آقای گراشی

واحد - ای رمز شعور دل بنیان وفا مولا -  "

واحد - امشب ای زینب کبری ز چه دلگیر شدی - "

واحد - گوشوار عرش بر خاک اوفتاد - آقای دشتی فرد 

واحد - باز این دل بی قراری می کند - آقای ملک شاهی

واحد - ای رمز شعور دل بنیان وفا مولا - آقای عباس محمدی

واحد - ای رمز شعور دل بنیان وفا مولا (1) - آقای دشتی فرد

نوحه - باز در خاطره ها یاد تو ای رهرو عشق -  "

واحد - تیغ پایین آمد و در کربلا بیداد کرد -  "

نوحه - شیعه زنید بر سینه و سر، واویلا -  "

واحد - ای رمز شعور دل بنیان وفا مولا (2) -  "

واحد - آوخ از گردش این چرخ ستم پیشه که چون -  "

واحد - آمدم از کربلا هدیه ام بهر شما - آقای یاسر زنده بودی

واحد - شیعه زن به سر ز ره وفا -  "

واحد - ظهر عاشورا که خون از چشم هستی می چکید - آقای گراشی

واحد - شیعه زن به سر ز ره وفا - شادروان علی دشتی

نوحه - لبالب گشته از خونابه ی غم باده ی دل ها - آقای محمود نژاد



.
حاج عبدالحمید دشتی فرد (ناخدا)

دانلود واحد - چــــون شــــب نــــــوزده از نیمـــــه گذشــــت

دانلود نوحه - غرق خون شد لاله گون شد ماه سیمای علی 

دانلود واحـد - امشـــب اشکــــم نـــذر حیــــــدر  می شـــود

دانلود واحـد - سحرگاه است و از هر بام  و در بانگ اذان آیـد

دانلود نوحه - بنگــــــــــــر امشــــــــب چشــــــــم بــــــــاور   

دانلود نوحه - آه از ایــــن غـــــم همــــــه ای شیعیـــــــــون

دانلود واحد - نوحـــه ســـر کـــن شیعــــه و بــر سینـــه زن

دانلود نوحه - بــاز پیمانـــه ی دل گشتــه لبالــــب از خـــون

دانلود واحد - شیعـــه شـــب آن شـــام شیـــون زا  رسیـــد 

دانلود واحد - سحرگاه است و از هر بام و در بانگ اذان  آیـد

دانلود واحد - وای امشـب داغ بـر داغ جهان خواهد نشست

دانلود واحد - شیعـــه شیـــون ســـــر زد و غوغــــا  دمیــــد

دانلود نوحه - ای شیعــــه خونیــــن بیــــن سامــــان ولا  را

دانلود نوحه -   الگــــــــوی ایمــــــان    مظلـــــــــوم   دوران

دانلود واحد - شیعـــه شـــب آن شـــام شیـــون زا  رسیـــد

دانلود واحد - عاشقـــان امشـــب عــــزای حیـــــدر  اســـت

دانلود پس واحد - داغ علـــی شیـــر خــــدا واویـــلا واویـــلا



برچسب‌ها: ناخدا، دشتی فرد
تاریخ : چهارشنبه 20 فروردین 1393 | 11:32 | نویسنده : روابط عمومی بنیاد دعبل خزاعی بوشهر

آیت الله العظمی شبیری زنجانی نسبت به ترویج دهه های پیاپی عزاداری هشدار دادند و گفتند: افراط در عزاداری ها به تفریط می انجامد. از آنجا که جامعه نمی تواند نسبت به همه عزاداری های پیاپی مراقبت داشته باشد سرانجام به انکار مجموع عزاداری روی می آورد.

به گزارش پایگاه اطلاع رسانی آیت الله العظمی شبیری زنجانی،این مرجع عالی قدر در جمع تعدادی از روحانیون و طلبه های حوزه علمیه قم که در دفتر ایشان حضور داشتند، ترویج دهه های پیاپی عزاداری را زمینه ساز رویگردانی جامعه از عزای اهل بیت علیهم السلام دانستند و گفتند: همین طور پشت سر هم دهه درست کردن،توسط جامعه قابل پذیرش نیست و به مرور زمان زمینه انکار مجموعه عزاداری ها را به وجود می آورد.افراط در عزاداری ها به تفریط می انجامد.ایشان با تاکید بر اینکه موضوع هتک عزاداری را عرف تشخیص می دهد و مسأله ای شرعی نیست، خاطرنشان کردند: حدیث خاصی راجع به مدت زمان عزاداری ها وجود ندارد. از نظر شرعی هتک حرمت عزای اهل بیت – علیهم السلام- خلاف شرع است، اما این که چه کاری هتک حرمت است را خود افراد باید تشخیص بدهند.ایشان افزودند: عقیده ما درباره اینکه آیا شادی در ایامی غیر از روز شهادت، موجب هتک حرمت می شود یا خیر، حجت نیست بلکه تشخیص این موضوع بر عهده عرف است جامعه مشخص می کند تا چه زمانی باید عزا نگه داشته شود.ایشان با ابراز نگرانی از اینکه عده ای امروزه با افراط در عزاداری ها زمینه هتک حرمت را فراهم می کنند فرمودند: این افراد در این زمینه مسئولند.آیا واقعا کسی که مدعی محب اهل بیت – علیهم السلام - بودن است موظف به چنین کارهایی است؟!امروزه برخی از منبری ها و بعضی از مداح های بی تقوا حرفهای بی سند و مجالس بی سندی را ترویج می کنند نظر عرف، پس از ترویج آن در جامعه، ممکن است به اینکه هرگونه مجلس شادی در این ایام، هتک حرمت باشد تغییر کند البته در این صورت موضوع هتک حرمت محقق است و افراد هم شرعا موظفند هتک حرمت نکنند ولی آیا ما باید دنبال این باشیم که آنقدر در اذهان مردم بعضی از مصادیق را به عنوان هتک عزاداری مطرح کنیم و آن را تبلیغ کنیم تا واقعا عرف آن را هتک بداند؟ آیا شرع چنین سفارشی به ما کرده است؟

مرجع : سایت رسمی آیت الله العظمی شبیری زنجانی

 



برچسب‌ها: عزاداری، دهه

.

http://s5.picofile.com/file/8119896118/ch005.jpg

واحد - عالم از شور تو غرق هیجان است هنوز - آقای دشتی فرد (ناخدا)

نوحه - تشنه ی دیدار دلبر - ویژه شهادت حضرت علی اکبر (ع) - "    

نوحه - وارد دشت کربلا شد زاده ی زهرا -   "

واحد - شیعه ای شیعه ی دلخسته ی آشفته ضمیر - "

نوحه - ای شیعه بر سرزن با ناله و غم -  "

واحد - ظهر عاشوراست هنگام نماز -  "

واحد - روز عشق افروز عاشورا گذشت -  "

واحد - نینوا گر سرزمین یاس بود -  "

واحد - در حریم عشق در دشت بلا -  "

واحد - خواهرش بر سینه و بر سرزنان -  "

واحد - آوخ از گردش این چرخ ستم پیشه که چون -  "

واحد - تیغ پایین آمد و در کربلا بیداد کرد -  "

نوحه - ای آسمان فریاد کن خون خدا را کشتند -  "

نوحه - زینب به میدان می آید با بانگ ابا یا علی -  "

نوحه - شیعه پا تا سر، سراپا گوش باش -  "

نوحه - شش ماهه سوی میدان می آید، آه واویلا -  "

واحد - باز این دل بی قراری می کند -  "

پس واحد - اندر آنجا که باطل امیر است -  "

واحد - ای عزاداران بشنوید اکنون قصه ی طفل میر مظلومان -  "

نوحه - ماه بنی هاشم فرزند حیدر -  "

واحد - ندا آمد که حق را سنگر اینجاست -  "

نوحه - گفتا به شه دین عباس دلاور -  "

نوحه - چون عزیز مجتبی در خون تپید -  "

واحد - ظهر عاشورا که خون از چشم هستی می چکید -  آقای گراشی

واحد - ای رمز شعور دل بنیان وفا مولا -  "

واحد - امشب ای زینب کبری ز چه دلگیر شدی - "

واحد - گوشوار عرش بر خاک اوفتاد - آقای دشتی فرد 

واحد - باز این دل بی قراری می کند - آقای ملک شاهی

واحد - ای رمز شعور دل بنیان وفا مولا - آقای عباس محمدی

واحد - ای رمز شعور دل بنیان وفا مولا (1) - آقای دشتی فرد

نوحه - باز در خاطره ها یاد تو ای رهرو عشق -  "

واحد - تیغ پایین آمد و در کربلا بیداد کرد -  "

نوحه - شیعه زنید بر سینه و سر، واویلا -  "

واحد - ای رمز شعور دل بنیان وفا مولا (2) -  "

واحد - آوخ از گردش این چرخ ستم پیشه که چون -  "

واحد - آمدم از کربلا هدیه ام بهر شما - آقای یاسر زنده بودی

واحد - شیعه زن به سر ز ره وفا -  "

واحد - ظهر عاشورا که خون از چشم هستی می چکید - آقای گراشی

واحد - شیعه زن به سر ز ره وفا - شادروان علی دشتی

نوحه - لبالب گشته از خونابه ی غم باده ی دل ها - آقای محمود نژاد



برچسب‌ها: ناخدا، گراشی

.

ـ اگر حسین مصباح است، مجلس بی نور، بی روشنی، مجلسی که سرانگشت اشارتی به بینایی، بصیرت، دقت، راه شناسی، خودشناسی، دشمن شناسی و مانع شناسی نداشته باشد آن مجلس قطعاً حسینی نیست. و اگر در مجلسی عبور از موج ها را یاد نگیریم، عبور از تنگناها و دشواری ها و بحران ها را یاد نگیریم، تمسـک و توسـل به سفینـه ی نجات پیدا  نکرده ایم.

 

 ـ در مرکز قیامت حسین، در مرکز رجعت حسین در مرکز ظهور حسین، چرا در مرکز کار و اندیشه و عمل و محافل ما حضرت اباعبدالله نباشد؛ پس ما نفَس به نفَس به حسین نیازمندیم.

 

 ـ کربلا نشان داد، با شکیب در عطشی کوتاه، می توان همیشه ی تاریخ را سیراب کرد.

 

ـ حسین یعنی زیبایی، مگر می شود با زیبایی همراه و همسایه بود و زیبا نشد.

 

ـ هر کس کتاب هفتاد و دو صفحه ای عشق عاشورا را خوب بخواند، شیرازه ی سعادت را در زندگی اش گسسته نخواهد دید.

 

 ـ عجیب حکایتی است! عزیزترین ها، حسین علیه السلام و یوسف علیه السلام از "گودال" و "چاه" به آسمان عزت رسیده اند.  



برچسب‌ها: دکتر سنگری
.
نام خورشیدی کاروان سالار «شهیدان خدایی» و پیشوای « بلا جویان دشت کربلایی» در سپیده دم ازل، بر دل های شیفته ی دردمند تابید. این نور و شور، با درد و عشقی همسفر بود که دل « آدم ابولبشر» را در لحظه های نخستِ تحمل بار امانت ، لرزاند .

آدم در گرداب بلا افتاده بود. باید خود را به یاری «کلمات» از خدا آموخته ، نجات می داد. « فَتَلَقّی آدَمُ مِن رَبِّهِ کَلَمات .....» (بقره،37)

«کلمات» را بر زبان می آورد و پروردگار را به آن نام های تابناک سوگند می داد . فقط پنج نام بود و همه چیز به دلخواه پیش می رفت . امین وحی ، بر کار آدم نظارت می کرد و راهنمای او در ادای «کلمات» بود . آدم به فضل آفریدگار ، امید وار بود و لبخندی ، به لطافت شکوفایی یاس های سپیده دمان ، بر لب داشت . او خداوند « حمید» را به نام تابان «محمد» ، توانای « عالی » را به نام نور افشان « علی » ، فاطر آسمان ها و زمین را به نام رخشان «فاطمه » و نیکی آفرین « محسن» را به نام روشن « حسن» به فریاد سوگند می داد و هر لحظه به رهایی نزدیک تر ، و به جان ، شادمان تر می شد .

چون از میان کلمات تابنده ی نجات بخش ، واژه ی حسین را بر لب آورد ، تا قدیم الاحسان را به آخرین نام پاک سوگند دهد ، ناگهان کانون وجودش لرزید و یاس های لبخند خود را ، شقایقهای شبنم گرفته یافت .

نام زلالی که از آغاز بر لب آدم ، و در ادامه رهایی بخش بنی بشر بود ، تا ابد در دایره ی وجود می تابد و غبار ها و زنگارها را از پرده های دل های مشتاق می زداید و دروازه های روشن اشراق را بر آنها می گشاید.

بر این مبناست که انسان بصیر در می یابد که حسین فقط یک نام برای نامگذاری نور چشمان ، سوگند خوردن برای نان و تعویذی برای حفظ جان نیست . در می یابد که حسین ، برای یک دهه ی سال و توسعاً چهل روز ، آفریده نشده است . او آمده است تا چلچراغ هدایت و کشتی نجات امت باشد . او مصمم است تا اندیشه های کژ را راست گرداند و پاکی ها را جایگزین پلشتی ها کند . قیام کرده تا دانش بشر را به کمال و معرفت او را به نهایت برساند . پس علم ، بدون حضور و بینش او ، بسیار تهیدست و عرفان ، بی فانوس یاد و شوق او ، در کوره راههای ظلمات ، محکوم گمراهی است و انسان ، بی ولایت او در خسران ابدی ، خواهد سوخت ...

بنابرین «حسین» نه تنها یک نام ، که نشان تعالی انسان بر مدار انسانیت و ایمان است . حسین یک جریان آسمانی بر گستره ی زمین و یک کهکشان پاکی ، در آغوش آسمان است. اصلاً حسین یک فرهنگ تعالی بخش است و دریغ و درد که آدمی ، دیر به این حقیقت دست می یابد.

* درک درست ذاکر و مداح از فظیلت و کرامت مداحان :

وقتی که مسئولیت و مأموریت حسینی در گودال قتلگاه کربلا به نیمروز دهم محرم با جسارت نابخشودنی سرکشان حق ستیزی چون شمر پلید و شهامت ، شجاعت و شهادت بزرگ مردی چون دردانه ی یگانه ی تاریخ حضرت اباعبدالله الحسین علیه السلام به انجام رسید ، رسالت بزرگ سترگ آزادگانی چون امام سجاد علیه السلام  و حضرت زینب کبری سلام الله علیها آغاز شد .

در آن برهه ی سنگین و هنگامه ی سهمگین ، بار به خون نشسته ی امامت حسینی در کوران درد و طوفان مصیبت باید منزل به منزل و کو به کو فریاد می شد و از رگ های بریده ی به هامون افتاده و بر نیزه رفته ی حسین علیه السلام از زبان ذوالفقارین علی بن الحسین و زینب بنت علی  علیهم صلوات الله در دلهای جهان و جهانیان می نشست و در سرهای عالمیان طنین انداز می شد و چونان نور شکوهمند و جانلزران حسین علیه السلام هیچگاه خاموش نمی شد .

این وظیفه محتوم را این دو داغدار واقعه، تا جان آسمانی شان به جسم بود به بهترین وجه ایفا فرمودند .  اما مسلَّم این بود که فریاد حسین باید از حنجره های حسینیان  همواره طنین انداز می شد تا  این چلچراغ ایزدی ، همواره تابان بماند . چنین نیست که نور ایزدی فریاد و خط حسینی به خاموشی گراید ، زیرا به اشارت زلال ختم المرسلین صلی الله علیه وآله عترت و آثارش به حکم « لن یفترقا حتّی یردا علیّ الحوض » چونان قرآن در سایه ی « انا له لحافظون » قرار دارد و لیک اثر بخشی و برکات ملموس اجتماعی آن منوط به تلاش اجتماعی صاحبان این جریان است .

بدین روی هم در زمان حیات آن دو وارث خون ثارالله و هم بعد از ایشان با ادامه ی بایسته مسیر ابلاغ رسالت حسینی ، توسط امامان معصوم بار این امانت برداشته شد .

چون زمان غیبت فرا رسید ، امر بر پیروان خاندان دشوارتر گردید . چنانکه فقاهت و هدایت علمی و فقهی جامعه را پیشوایان معصوم به ویژه امام صادق علیه السلام با ترویج و نظارت و اشارت خود بر دوش عالمان امت نهاده بودند ، ابلاغ درد هماره تازه ی عاشورا را نیز بر دوش ایشان و خاصه بر عهده ی ذاکران و مداحان گذاشته بودند چنان که این مأموریت را نخست بار به فرمان مستقم وارث خون و حماسه ی حسینی به « بشیر» سپرده شد و او با توانایی تمام ، فریاد برآورد که « یا اهل یثرب لا مقام لکم »

کار مداحان پرداختن عملی به هدف امام حسین علیه السلام است که برای آن قیام نمود. امر به معروف یعنی حرکت همگانی برای خوب و پاک زیستن و نهی از منکر ، یعنی نهضت عمومی برای ترک پلیدی ها که در کلام نورباران ایشان همان « طلب اصلاح در امت» است.

پس مداح مصلح اجتماعی است . رهبری جامعه به سوی صلاح و سداد را بر عهده دارد و ساده انگاری است که با سطحی نگری و مسئولیت گریزی خود را توجیه کند.

از همه مهمتر این است که مداحی پرداختن به امر پروردگار و اجرای خواست پیامبر گزیده ی اوست . رسول عظیم الشأن  اسلام صلی الله علیه وآله به نص صریح وحی الهی پاداش رسالت خود را عشق ورزی عملی به خاندان پاک خویش می طلبد که «قل لا اسئلکم اجراً الالموده ذالقربی».

ذاکر و مادح اهل بیت که این مسئولیت را پذیرفته است ، لابد می داند و باید بداند که امر خداوند بدون نظارت از جانب حضرت کردگاری ، به حال خود رها نمی شود . یعنی اینکه حضرت حق می نگرد که مداح با کدام رتبه کار مهرورزی خاندان عصمت و طهارت را دنبال می کند . آیا در پی امتثال امر الهی است یا هدف دیگری در سر دارد . آیا در کار سنگین شرح واقعه و تحلیل وقایع آن خدای حسین را می بیند یا خدای نکرده دیگری را.

کار ذاکری، اندوه خوانی و پیام رسانی ، یعنی مداحی مادحان اهل بیت عملی است تالی رفتار معصوم و به اشارت معصوم و به منزله ی تداوم واقعه ی سهمگین طف است که قهرمان حماسه و ایثار و عطش ، آن را به بهترین شکل صورت داد و به جانکاه ترین حالت ، زخم هایش را به جان خرید و جان خدایی خود را فدایش فرمود.

اگر مداحان به نکات یاد شده دقیق و عمیق بنگرند ، در می یابند که آنها گزینش شده اند تا بزرگترین وظیفه را که انعکاس فریاد امام شهید و تداوم راه ایشان و بازماندگان ایشان است - به منزل انجام برسانند. برای اینکه این دسته ی برگزیده به جایگاه خود واقف گردند ، توجهشان به نکات زیر اجتناب ناپذیر است.

الف) معرفت به مقام منزلت و حقیقت زمینی و آسمانی امام حسین علیه السلام که کانون محور مداحی و ذاکری است.

ب) شناخت و معرفت نسبت به اولین مداحان پس از واقعه و آگاهی از هدف، روش و سیره ی آنها در ذکر مصایب امام علیه السلام و یاران امام.

ج)باور به اینکه مداحی عبادت و اجرای دستور پروردگار بلند مرتبه است « قل لا اسئلکم اجراً الالموده ذالقربی »

د) پذیرش این حقیقت که پروردگار بلند مرتبه ی بی همتا ناظر کار مداح است و عملکرد او را ارزیابی  می فرماید.

ه) باور به اینکه مداحی به معنی دقیق آن همکاری با امام و تداوم راه ایشان است (هل من ناصر ینصرنی و هل من معین ...)

و) آگاهی از پاداش حقیقی امر مداحی و نعت و منقبت خوانی که خود جلوه مودت فی القربی است.

ز)تخلق به اخلاق مداحی = (رشد مناعت طبع، پایداری به ارزش های مورد توجه ممدوحان و ...)

ح)باور به اینکه مداحی هدایتگری جامعه است.

ط)توجه به قضاوت صحیح جامعه از عملکرد مداح

* راهکارها :

برای اینکه موارد گفته شده را بهتر بتوان به آن عده از افراد جامعه ی هدف که نیازمند این تذکارند منتقل کرد، باید به جستجوی راههای مناسب پرداخت و از خود ایشان نظر خواست اما در یک نگاه کوتاه و گذرا  شاید بتوان به منظور دست یابی به نکات مورد نظر، طریق زیر را پیمود :

اول : برنامه ریزی و اجرای دوره های آموزشی (سیر ه شناسی مداحان = شناخت سیره معصوم و بازماندگان واقعه عاشورا و ائمه ی هدی و اعاظم مداحان سلف)

دوم : تهیه، تولید و انتشار منابع با طراحی ، برنامه ریزی و مدیریت خاص برای تهیه و تولید - و قرار دادنِ آن در اختیار مداحان و گرفتن بازخورد آن .

سوم : برگزاری نشست های دوره ای و دعوت از چهره های علمی  اجتماعی خبره و خبیر جهت تبیین موضوع.

چهارم: استفاده بجا و منطقی و هدفمند از وسایل ارتباط جمعی بویژه رسانه های صوتی و تصویری ملی و استانی.

* درک درست از تأثیر مداحان :

در مباحث نظری بالا بدین نکته نیز توجه شد اما یادآوری می کنم برای بازنمایی دقت و اهمیت موضوع، نکات زیر باید مورد نظر باشد:

الف) بازخوانی آثار مداحی در طول تاریخ و ارائه ی نتایج آن به مداحان

ب) بازیابی نتایج مداحی در رشد و تحول جوامع و ارائه ی آن به مداحان

ج) تبیین ارتباط منطقی مداحی با عمل به تکلیف امام علیه السلام و پیروان وی در متن واقعه

* برخی راهکارها :

۱) طراحی و اجرای پژوهش های کتابخانه ای و میدانی و ارائه ی نتایج آن به مخاطبان.

۲) راهکارهای چهارگانه ای بالا

* رابطه ی صحیح و منطقی با مردم - قبل، حین و بعد از مداحی :

چنان که گفته شد، مداحی انجام وظیفه ای در پی تلاش های پیشوایان معصوم است . بدین روی باور رفتار یا حرکتی که خلاف شأن تالی معصوم باشد خلاف انتظار است.

رابطه ی مداح در همه حال با آحاد جامع ترویج کننده ی روش و منش و سیره پیشوایان دین است .  رعایت احترام همگان و عمل به شیوه مألوف و مطلوب الگوهای زندگی راستین مبتنی  بر آموزه های دینی، مقدمه ی امر مداحی است که در غیر این صورت مداحی راهی به گمراهی و گمراه کردن دیگران و  با دست خود خرمن خود را سوزاندن است.

برای این که برخورداری از سلوک اسلامی و انسانی در جامعه حاصل شود و قطعاً مداحان بانیان و  طلایه داران آنند، لازم است، در قالب روش های یاد شده و ممارست عملی آن ، اقدامات زیر در دستور کار قرار گیرد.

الف) تخلق به اخلاق مداحی یعنی اخلاق و آداب مسلمانی

ب) آشنایی با سرآمدان امر مداحی با توجه به بند 1 همین نوشتار.

*خاتمه:

اگر آن چه که به اختصار از نظر گذشت مورد توجه ، توسع و مداقه قرار گیرد و برای حصول آنها اقدام عملی و علمی صورت پذیرد، و به عبارت دیگر جنبه ی اثباتی موضوع مورد عنایت برنامه ریزان این وادی قرار گیرد، به خودی خود پرداختن به جنبه های سلبی و نبایدِ کار مداحی نیز پرداخته شده است.



.
چکیده: دراین مقاله ی کوتاه به چرایی و چگونگی محتوایی سوگواری، نظری گذرا افکنده شده است. سعی بر آن بوده است تا بی درنگ به این پرسش اصلی که چرا و چگونه عزاداری کنیم، به گونه ای اندیشه مندانه پاسخ داده شود. و به وظیفه ی خطیر سوگ خوانان نیز پرداخته گردد.

دیری است به این می اندیشم که چرا بخش عظیمی از دل مشغولی ما به سوگ اهل بیت (علیهم سلام الله) اختصاص دارد؟ آیا عادت ملّی و قومی ما غم پسندی و سوگمندی و اندوه مداری است؟ آیا با سوگ سرایی و مرثیه خوانی دل مردم ما به مدار و قرارگم شده ی خویش باز می گردد و احساس آرامش می کند؟ راستی اگر مرثیه سرایی و سوگ خوانی نمی کردیم چه حادثه ای روی می داد؟ و اگر امروز دست از این کار برداریم، پی آمد آن چه حادثه ی شومی خواهد بود؟ تردید نیست که اوّلاً باید چنین پرسش هایی و بسیار پرسش از این دست، برای همگان مطرح باشد و دیگر این که هیچ کس نباید از یافتن پاسخ مناسب آنها غفلت ورزد. بهتر است برای یافتن پاسخ به پیشتر برگردیم.

آن روزگار که پروردگار بلند مرتبه ی بی همتا اراده فرمود تا زمین را که مهیّا و درخور زیستن بود، زیستگاه جانشین خویش گرداند. آنگاه که فرمود: « من برروی زمین جانشینی را برای خود قرار می دهم [1] » آفرینش انسان به معنای شکل گیری نظام احسن بود. یعنی با پدید آمدن آدمی که ویژگی های متفاوتی نسبت به دیگر موجودات داشت، آخرین و پیشرفته ترین صورت از صور جهان خلقت نمود می یافت و البتّه با پدیداری خلیفه ی پروردگار، انسان، این مهم اتّفاق افتاد. آیا آن لحظه های آفرینش موجب شادمانی می شد یا اندوه را به بار می آورد؟ پاسخ روشن است. همان گونه که همگان ساعات شکوهمند خلقت را مقدّس و شادی آفرین می دانند، جهان هستی احساس شادمانی داشت. اصولاً کمال و حرکت به سوی تعالی موجب طراوت، خرسندی و شادمانی است. امّا دردا و دریغا که جریان حیات با همین صورت خوشایند تداوم نیافت. شیطان شیطنت کرد و نظام آرام هستی و حرکت به سوی کمال را دستخوش اضطراب و دل آزردگی و اندوه ساخت. او سوگند خورد آن هم به عزّت و شکوه کبریایی که آدمیان را بفریبد مگر اندک شمار از ایشان را که نیایشگران پاک باخته باشند. [2] وهمان لحظه بود که ذات لایزال آفریدگار جهنّم را به رخ عاصیان و شیطان منشان کشید. [3] چیزی نگذشت که آدمی از جنّت بیرون شد و قابیلش دست به خون هابیل آلود. خلاصه این که ولایتی مقابل ولایت الهی شکل یافت واندوه بزرگ جهان را فرا گرفت. بنا بر این غمی بزرگ بر جهان مستولی شد و فرصت شادمانی نه خودفریبی به نام شادمانی - را از آدمیان گرفت. شادمانی حقیقی، خط بطلان کشیدن بر روی رفتارهای شیطانی و در مقابل، نهادینه کردن پذیرش تنها والی وجود بر جهان هستی است. انبیا و اولیا که پیشوایان بزرگ و هادیان بشر به سوی پاکی و رستگاری بودند ، به التیام این اندوه بزرگ بشر برخاستند. یکی پس از دیگری آمدند تا خط حق و حقیقت الهی را پاس دارند و رفتارهای شیطانی را از صحنه ی زندگی آدمیان برچینند. ایشان با فداکاری های بسیار، تحمّل رنج های فراوان، دشواری های غیر قابل تصوّر را به جان خریدند و تا سر حدّ شهادت کوشیدند که ولایت الهی را به بشر یادآوری و او را به جانب حیات طیّبه، هدایت کنند. در ادامه ی این روند پیامبر عظیم الشّأن اسلام (صلّی الله علیه و آله و سلّم) و خاندان پاکش (علیهم سلام الله) آمدند تا زمین را از آخرین مراحل کفر و شرک و نفاق و آلودگی های ناشی از آن ها پاک و بهترین شکل زیستن را به بشر نه فقط مسلمانان هدیه کنند. امّا مریدان شیطان نه تنها در برابر آن ها ایستادند که با بدترین رفتارهای ناپسند و غیرانسانی به ایشان هجوم آوردند و به بی رحمانه ترین صورت های ممکن به ایذا و نابودی آن ها پرداختند. سهمگین ترین غم عالم در عاشورای سال شصت و یک هجری اتّفاق افتاد و دردناک ترین غصّه را به جان جامعه ی بشری ریخت. بزرگترین گناه به دست گروهی از آدمیان شکل گرفت و بدترین آزارهای جانکاه را دسته ای شیطان باورِ پلید بر جمعی پاکباخته ی بی بدیل وارد کردند. بر این اساس از آن روز به بعد، جامعه ی بشری صرف نظر از هر نوع ایده، عقیده، دین و مرام برای همیشه داغدار شد.

پرسش دیگری که باید در این جا طرح شود این است که چرا این رویداد به یک غم بزرگ تبدیل شد؟ مگر این همه قتل و کشتار در تاریخ روی نداده است؟ چرا این واقعه تا بدین پایه رنج آور می نماید؟

پاسخ این است که:

1- یزیدیان ، یعنی عدّه ای ارادتمند شیطان، به منظور فراگیر کردن ولایت شیطان، در برابر ولایت پروردگار ایستادند.

2- این عدّه (یزیدیان) نگذاشتند ولی حق (نماینده وجانشین خداوند) ولایت الهی را به سرحدّ کمال به انسان ها نشان دهد و فرصت طبیعی الگوگیری را از جامعه ی جهانی گرفتند.

3- آنها عزیزترین عزیزان پیامبر (صلّی الله علیه و آله و سلّم) را آزردند و کشتند و بازماندگانشان را به اسارت بردند، توصیه ی صریح پروردگار را که « ای پیامبر بگو در برابر دین و قرآن و هدایت، پاداشی از شما نمی خواهم مگر محبت خاندانم » - پیش چشم جهانیان به هیچ انگاشتند.

4- با این رویداد جانکاه، مردم که مستحق حیات طیّبه بودند، فرصت نیافتند آن را ازپیشوای طیب هستی و طیّبین و طیّبات تابع و مرید آن بزرگوار، بیاموزند و بر خطی که آفریدگار می خواست، قرار گیرند و کامیاب شوند.

5- پس از آن شیطان صفتان بر جامعه چیره شدند و مجال خدا اندیشی و خدا باوری را از مردم سلب کردند.

6- در نتیجه مردم ندانستند چگونه به همان خوبی که مطلوب باری تعالی است در زندگی با یکدیگر رفتار کنند و به عبودیت او بپردازند... .

عدّه ای که این حقایق را از شخص امام زین العابدین (سلام الله علیه) پیشوای بازمانده از کاروان شهیدان دریافتند ، مانند وی به مرثیه سرایی و سوگواری پرداختند تا از مسیر عزاداری به ستم های بر جهان رفته، اعتراض کنند و به خاطر حقوق پایمال شده و خونهای به ناحق ریخته ی جگرگوشه ی مصطفی (صلّی الله علیه و آله و سلّم) و جگرگوشگان وی، اشک بریزند و جهان را به سوگواری بخوانند.

سوگواران باید بتوانند با در نظر داشتن آنچه که به اشارت رفت، پرده از روی اندوه سنگین ـ و هنوز پنهان ـ واقعه ی عاشورا بردارند. این عزاداری دیگر تداوم حرکت حسینی ومبارزه ای تمام عیار است. مبارزه ای برای دست یافتن به اهداف مقدّس و والاست ، و نه آرزوهای حقیر نفسانی.

وقتی که سوگ خوان (مداح) در جایگاه سوگ خوانی (مدّاحی) قرارمی گیرد، به بازسازی واقعه ی طف می پردازد. صرف نظر از این که عبارت های او چیست و اساساً پیشتر از آن که مردم از زبان او کلمه ای بشنوند، واقعه در ذهن سوگواران مجسّم می شود. حاضران در حال و هوایی قرار دارند که کلّیتِ موضوع را در خاطر خود وا می کاوند و منتظرند تا کسی که در برابرشان ایستاده است رسالت خود را بروز دهد.

پرسش اساسی همین جا مطرح می شود که: وظیفه ی سوگ خوان(مدّاح) در این میدان چیست؟

پاسخ این پرسش ساده اما دقیق دقت کافی می طلبد. اگر هزار پاسخ بیان شود، به اعتقاد صاحب این قلم، پاسخ نهایی این خواهد بود : سوگ خوان به نمایندگی از امام حسین (سلام الله علیه) در میدان ایستاده است تا تمام واقعه را از منظرامام (سلام الله علیه) بازگوید. او خود را مدّعی و مخالف یزید می داند و تمام وجودش لبریزعشق حسین (سلام الله علیه) است. هدف او دفاع از امام (سلام الله علیه) است با این تفاوت که از پس حجاب قرن ها نمی تواند شمشیر برآورد و دشمن را از پای اندازد تا امام برقرار بماند و رموز حیات طیبه را به گوش جهانیان بخواند. به همین روی از تیغ زبان و بازوی بیان مدد می گیرد.

همه ی مخاطبانِ سوگ خوان می دانند که امام (سلام الله علیه) در مظلوم ترین حالت و دردناک ترین وضعیت، از همه ی هستی خود گذشته است. آنها می دانند تمام نگرانی امام، اوضاع نا به سامان امّت جدّش، رسول خدا (صلّی الله علیه وآله وسلّم) بوده است. دیگر پای نغمه ی نواخوان کسی منتظر خبر تازه ای نیست. تمام رویداد را راویان و سوگ خوانان در متن این تاریخ طولانی هزاران بار بازخوانده اند. البته اگرچه به اشاره ی خواجه ی اهل راز « یک حرف بیش نیست سخن عشق، وین عجب / کز هر زبان که می شنوم نامکرّر است » امّا عمده نیاز مخاطب بیان خطّ روشن کنش و منش وسیره ی جهان افروز امام است.

پرسش دیگر این است که سوگ خوان با این شمشیر - بیان - چگونه می خواهد و می تواند از امام خویش دفاع کند؟ یا به عبارت دیگر با کدام شیوه و رویکرد، خواهد توانست نقش واقعی خود را در جایگاهی که قرار گرفته آشکار سازد؟

در جواب باید گفت:

1- هدف والای امام را به خوبی و روشنی دریابد، تحلیل کند و بازنماید.

2- امام را با ویژگی های منحصر به امام در نظر آورد و وی را با قهرمانان، جنگجویان و مردم عادی اشتباه نگیرد.

3- در این عرصه فقط برای رضای پروردگار حضور یابد و هیچ نیت دیگری را کنار آن نگذارد.

4- آن چه را که بیان می کند بی کم و کاست راست و برگرفته از متون متقن تاریخی باشد و تحت تأثیر اظهار علاقه و عواطف مخاطبان چیزی بر اصل رویداد نیفزاید.

5- هیچ رفتاری که با سیره ی امام و پیروی از او تناسب ندارد چه در حال سوگ خوانی و چه پیش و پس از آن - از او سر نزند.

و... .

نکته ی آخر:

من فکر می کنم در سوگواری ها ، ما باید بیشتر بر خود بگرییم. کسی سخنم را اشتباه درنیابد. من نمی گویم بر امام و مظلومیت او نگرییم. آن گریستن اگر چنان ادامه یابد که دیدگان همه ی جهانیان سپید گردد، باز هم کم است و امّا سخنم این است که با رفتن امام حسین (سلام الله علیه) ما آدمیان بازمانده از پی ایشان، بی چاره شده ایم. اگر بشر امروز بداند با رفتارهای وحشیگرانه ی عدّه ای در تاریخ - و آزردن و تنگ کردن زندگی بر پیشوایانِ خداگونه ی ما و سرانجام شهادت آنها ، چه ستمی بر بنی آدم رفته است، بی تردید از پای در خواهد آمد. اما دریغا که جهالت واپس آمدگان از نادانی پیشتریان زیانبارتر است.

با این احوال ما باید بر خود و روزگار خود بیش از حدّ و حساب بگرییم زیرا چنان که به اشاره رفت نمونه ی حیات طیّبه را از ما گرفته اند. یعنی بهترین شیوه ی بودن را به ستم از دست ما خارج کرده اند و بر سر آن به جهالتمان خندیده اند.

واضح تر این است که اگر محیط زندگی را برای پیشوایان پاک خاطر، ژرف اندیش و حقیقت گستر ما تنگ نکرده بودند و آن بزرگواران توانسته بودند بی تهدید در کنار مردم و با مردم زندگی کنند، نمود خلیفه الّهی ایشان در چشم مردم تجلی می یافت. در آن صورت جامعه ی بشری بهترین سرمشق های رفتاری و فکری را از آن خدا سیرتان دریافت می کرد. آن رهبران جامع و ذوالابعاد، پیش رفته ترین، بی آلایش ترین، پاکیزه ترین، پر آرامش ترین و... زندگی را به انسان تقدیم می فرمودند.

اگر شیطان صفتان مانع راه راهبران راستین نشده بودند، امروز دانش و معرفت بشری هزاران بار پیش رفته تر و فراتر بود. ابزارهای زندگی آن همه توسعه و ترقّی یافته بود که در تصوّر هیچ صاحب خردی نمی گنجید. به راستی اگر سد راه خاندان پیامبر نشده بودند امروز جهان تا این درجه آلوده بود؟

« سلونی قبل ان تفقدونی » را به یاد آورید و نابخردی متجاوزان به حریم انسانیت را هم مرور کنید. اگر بشر پرسیده، آن گاه دیده و دانسته بود که زندگی به معنی واقعی کلمه چیست، امروز در کوچه وخیابان، خانه و گذر و سفر و حذر این همه برآدمی اجحاف نمی رفت.

سوگ خوانان ، مدّاحان ، خداوند می بیند ، رسول الله (صلّی الله علیه و آله و سلّم) می نگرد ، اهل بیت (سلام الله علیهم) ... ، تاریخ ... ، نیاز ...، وظیفه ...

خود دانید.....

1- قرآن کریم ، بقره، 30

2- قرآن کریم ، الحجر، 39و40

3- همان ،43



یکی از آیین ها که همواره نمود بیداری و هشیاری و نمایش فرزانگی و حماسگی  بوده است آیین و مراسم سینه زنی است که در جنوب کشور، به شکلی خاص غیر از مناطق دیگر به نمایش گذاشته می شود. انسان جنوبی در راستای فاجعه ی عظیم کربلا هر سال به خانه تکانی روح و قلب همت گماشته و با برپا داشتن این رسم، غیورانه رو به روی هر چه پلیدی و پلشتی است ایستاده است. شگفت آن که آیین سینه زنی در هر دوره یی توانسته مطابق با آن دوره شکل خود را تغییر داده و با مدرنیته هماهنگ شود و روزگار چرکین را در نوحه ها و کلمات حزن انگیز به نمایش بگذارد.آمیختگی طبیعت در این مراسم با شکوه به شکلی است که هر انسانی را به تحریک و جنبش وا می دارد. به همین جهت است که این مراسم با عنوان «سینه زنی بوشهری» در همه جا از آن یاد می شود، زیرا با همه جای دیگر تفاوت دارد. قسمت اعظم این آیینِ  با شکوه از شکل جغرافیای این منطقه یعنی «بوشهر» وام می گیرد.«دریا» این ثروت عظیم، این بیکران جادویی آمده و عناصر خود را به سینه زنی وام داده است طرزی که حرکت دوار و چرخشیِ سینه زنان، غریو هیجاگونه ی آنان، پرتاب دست ها و بر زمین خوردن پاها، دست بردن در کمر یکدیگر و حول مرکزی گردیدن، از حرکت امواج دریا، غریو موج ها که بر ساحل می کوبند و چرخش آب و کف به لب آوردن ِ لبه ی امواج نشأت گرفته و با طبیعت یکی گشته به نمایش می گذارد. آوای مرغان دریایی بر فرق امواج در موسیقی این منطقه به خصوص بوق ها و سنج ها که سینه زنی را همراهی می کند، بی تأثیر نیست.

 1) سینه زنی پس از پایان یافتن «دمّام» آغاز می گردد. این مراسم  با اجرای نوحه های سبُک و مصراع کوتاه با صدای «پیش خوان» یا سرخوان شروع می شود. پیش خوان در واقع وظیفه ی گرم کردن سینه زنی را به عهده دارد. پیش خوان لازم نیست حتماً داری صدای خوب باشد. سینه زنی با افراد کم سن و سال و با دایره ی کوچک چهار پنج نفری آغاز می گردد. طبقه بندی اصوات در این مراسم دیدنی است، به نوعی که خود گروهی کر را تشکیل می دهند یعنی صدای زیر و نازک در صف های بیرونی ـ  صدای متوسط جوانان در صف های وسط و اصوات بم در صف های جلو (دور نوحه خوان اصلی). پیش خوان که نوحه خوان آغازین است با نوحه های قدیمی و کوتاه و گاهی تکه دوزی شده وظیفه ی گرم کردن و شکل دادن را دارد تا جایی که حلقه ی بزرگ سینه زنان پهناور گشته و سپس نوحه خوان اصلی وارد می شود. گاهی پس از دو حلقه شدن صف ها (در اصطلاح محلی «بُر») نوحه خوان خود را می رساند. معمولاً نوحه خوان بایستی علاوه بر داشتن صدای خوب، دارای حافظه و گاهی طبع شعر نیز باشد که البته الزامی نیست. ولی باید اطلاع کافی از سینه زنان خود داشته باشد و آنان را بشناسد. وظیفه ی هدایت سینه زنان و نظم دهی سینه زنی وظیفه ی «بُر ساز» است که خود در سینه گردانی همدوش نوحه خوان می باشد. او خود سینه زنی حرفه یی است و با مشاهده چهره و ریخت سینه زنان و حرکت آن ها می تواند با آسانی پی به مهارت آن ها برده و آن ها را برای حضور در برهای جلو تر دعوت کند. نوحه خوان، نوحه های خود را با نوحه های حزن انگیز سنگین و گاهی تفکر آمیز و مشحون از اندیشه و با ریتم آهسته می آغازد.این خود برگرفته از آگاهی خاصی است. سینه زنی بوشهری خود یک میدان رزم است؛ در میدان رزم، هماوردان در آغاز با کلمات سنگین و نصایح گونه خود را معرفی می کنند که در اینجا که آوردگاهی مذهبی است شکل معرفتی نوحه ها با نصایح که یادآور کلمات نصیحت گونه و سنگین امام شیعیان«حسین ابن علی علیه السلام » هنگام رزم بود تطابق دارد. با تغییر لحن و ریتم نوحه ها، نوحه خوان به سمت آهنگ های هیجانی رفته، همزمان «بُرساز» نیز به تعداد برها افزوده و جمعیت را فشرده (حمله) به سمت نوحه خوان و ازدحام به دور او می کند. تو در تویی حلقه ها به دور نوحه خوان «هن هن» نفس ها، غریوهای ناخودآگاه از حنجره ی سینه زنان نوحه خوان را به هیجان آورده و او را به سمت اوج برده، نوحه خوان دستور «واحد» را صادر می کند. با اجرای این قسمت که خود مبحثی دیگر می طلبد، ریتم سینه زنی یکی در میان می شود. سینه زنان در حرکت به جلو دست بر سینه زده و در بازگشتن به عقب دست ها بالا رفته برای حرکت بعدی. در این قسمت سینه زنان، همسرایی نمی کنند و تنها به واحد گوش فرا می دهند. اشعار این قسمت از سینه زنی معمولاً بدون انقطاع است. اما در سال های کنونی به تأثیر از آهنگ های جدیدتر نوحه های دیگر برای واحد آماده شده است که دارای ریتم سکوت و هیجانات دیگرگونه است که خود موافقان و مخالفانی داشته و جای طرح آن فرصتی جدا می طلبد.پس از واحد، نوحه خوان با گفتن لفظ «مظلوم» سینه زنان را آماده ی شنیدن ملودی «چاوشی» کرده که روی  ریتم بلا انقطاع واحد که در حال ادامه است شکل می گیرد.

2) ساختار تدویری در سینه زنی بوشهری

« حرکت چرخشی و هم آهنگ دوایر تو در توی «بر» های سینه زنی، ضربه های همزمان دست ها و تلاطم غرور و عاطفه برانگیز این دوایر زنده انسانی در همان حال یادآور طواف آهنگینی گرد دوست است. ساخت همیشه  ی تدویری آثار و نمودهای مذهبی را گرد وحدت محوری القا می کند.  شما اگر در مسجد بزرگ اصفهان و دیگر مساجد آن منطقه و زیر گنبد فیروزه گون و پر هیاهو از نقش ها  و طرح های متقارن بنشینید و به بالا خیره شوید در می یابید  که نقش ها در حواشی پایینی سقف گنبد به تدریج به سمت مرکز خود که نقطه ی انتهایی باشد حرکت رازگونه یی دارند گویی ابتدا همیشه آهسته و با شتاب به جانب آن نقطه ی کذایی از هم سبقت می گیرند و در نهایت در نقطه ی میعاد به هم می رسند و یگانه می شوند این ساختار تدویری به گونه یی یادآور ساختار منحنی آسمان نیز هست، خصوصاً شب های تاریک که ستاره ها تا ژرفای ابدی آسمان را مجسم می سازند» 

3)کثرت در وحدت، وحدت در کثرت و نمود آن در سینه زنی

یکی شدن و به یگانگی رسیدن یکی از رهاوردهای سینه زنی و این آیین پر هیبت است از همانگاه که سینه زنان  با دست چپ کمر سینه زنِ کناری خود را گرفته به این معنی است که: با یکی شدن می خواهیم کمر همت ببندیم در این عزا و تشریک مساعی کنیم. رسم است که سینه زنان به کمر خود شال می بندند و در واقع نشان می دهند که در این آیین عزاداری برای همکاری کمر همت بسته اند و با هم یک تن اند؛ یک تن واحد. گردش دست ها با هم، گردیدن حول یک محور و یک نقطه، چرخش پاها در یک زاویه ی دایره یی و در نهایت و در نهایت یک وحدت کثیر است. انسان با دیدن حلقه های تو در توی سینه زنی بوشهری و تشابه آن به حرکت حلزونی در یک محور به یاد این شعر حافظ می افتد:

                     از خلاف آمد عادت  بطلب کام  که  من        

                     کسب جمعیت از آن زلف پریشان کردم

آن جمعیت بسیار و پریشان خاطر را به نقطه ی واحد رساندن و یک دست و یک صدا را تکرار کردن اتحادی است زیبا از آن جمع پرشور و پریشان آدمی.

4) هیجان آخرین

سینه زنی بوشهری با اجرای «هیا مولا» به پایان می رسد. بلافاصله پس از دعای نوحه خوان و با ادای کلمه ی «مرواتون همه سال» (1)

که واژه یی باستانی است، سینه زنان به دسته های کوچک تقسیم شده و در حالی که با دست ها کمر یکدیگر را گرفته اند پشت سر هم حرکت کرده و جملات شعار گونه و رجز گونه یی را تکرار می کنند که در جواب شخص سرآهنگ می باشد. در این گونه حرکات سینه زدن در کار نیست، تنها هنگام ایستادن رو به روی  یکدیگر همان کلمات شعار گونه را تکرارکرده و سینه زدن را به مرز جنون می کشانند که گاه به غش کردن برخی سینه زنان می انجامد؛ این مرحله اوج آخرینِ سینه زنی در بوشهر است. بررسی از ناحیه ی دیگر این آیین پرشور به درازا خواهد انجامید. بی شک لحظه هایی در این نوع مراسم وجود دارد که از نقطه نظر جمال شناسی قابل تأمل و نقد و بررسی نیز خواهد بود.


۱ـ مروا: فال نیک، بخت نیک، نوعی دعای خیر؛ ضد مرغوا یعنی فال بد:

آری چو پیش آید قضا مروا شود چون مرغوا   

جای  طرب  گیرد شجن جای شجر گیر گیا



                
            دمی با سالار عشق علیه السلام                    

همه می دانند که « حسین » فقط یک نام، برای نامگذاری نور چشمان، سوگند خوردن برای نان و تعویذی برای حفظ جان نیست. ما معتقدیم حسین، برای یک دهه ی سال و توسّعاً چهل روز،آفریده نشده است . او آمده است تا « چلچراغ هدایت» و « کشتی نجات امت » باشد. او مصمّم است تا اندیشه های کژ را راست گرداند و پاکی ها را جایگزین پلشتی ها کند. قیام کرده تا دانش بشر را به کمال و معرفت او را به نهایت برساند و در یک کلام نه مسلمان را که انسان را به حیات طیّبه و کمال حق خواسته رهنمون شود. پس علم، بدون حضور و بینش او، بسیار تهیدست و عرفان بی فانوس یاد و شوق او، در کوره راه های ظلمات، محکوم گمراهی است و انسان، بی ولایت او در خسران ابدی، خواهد سوخت . . .

آری، «حسین» نه تنها یک نام، که نشان تعالی انسان، برمدارانسانیت و ایمان است. حسین، یک جریان آسمانی برگستره ی زمین و یک کهکشان پاکی، درآغوش آسمان است. اصلاً حسین یک فرهنگ تعالی بخش است و دریغ و درد که آدمی، دیر به این حقیقت دست می یابد.

و قیام شگفت و بی نظیر آن رادمرد علیه السلام در عاشورای شصت و یک هجری، رویداد عظیمی است که دل همه ی آزادگان را تا صبح رستاخیز به خود مشغول داشته است. هر شیعه ی شیفته ای، سعی بر این دارد، تا خود را در زمره ی آشفته دلان آن حضرت، جای دهد و نام در زمره ی سوداگران عشق جان سوز این کنعانی معرفت ثبت کند.

یکی از راههای اصلی نیل به این هدف بایسته و دلخواسته همصدایی و همنوایی با سوگواران آن بزرگ مرد تاریخ است. اما سوگواری و همراهی با اندوه گساران خاندان عصمت و طهارت کاری بزرگ، آسان نما و دشوار نهاد است که اگر قدری ساده انگاشته شود به جای کعبه ی مقصود سر به ناکجا آباد خواهد زد. بدین روی و به منظور تلطیف فضای عزاداری و غبارزدایی از چهره ی سوگواری خاندان عصمت و طهارت و ارائه ی درک درست از سیره و سیمای این بزرگان عالم هستی برآن شدیم تا سلسله همایشهایی را با موضوعاتی از جنس همین اشارات برگزار کنیم که پیشانی نویس آن راهنمود های رهبر معظم انقلاب اسلامی و پیشوای حسینیان حق طلب و آزادگان و آزادی جویان جهان، باشد.آن بزرگوار در باره ی شرایط و خصوصیات این کار و کارگزارانش می فرماید:

« به اعتقاد بنده، مجالس عزاداری حسینی باید از سه ویژگی برخوردار باشد:
1. چنین مجالسی باید محبت به اهل بیت را زیاد کند. چون رابطه عاطفی، یک رابطه بسیار ذی قیمت است. اگر شما خدای ناکرده در مجالس مذکور وضعی را به وجود آورید که مستمع یا فرد بیرون از آن فضا از لحاظ عاطفی به اهل بیت نزدیک نشد، بلکه احساس دوری و بیزاری کرد، نه فقط چنین مجالسی فاقد یکی از بزرگترین فواید خود شده، بلکه به یک معنا مضر هم بوده است. حال شما که مؤسس یا گوینده چنین مجالسی هستید، ببینید چه کاری می‌توانید بکنید که عواطف مردم بر اثر حضور در این مجالس نسبت به حسین بن علی روز به روز بیشتر شود.
2. باید در این مجالس، معرفت مردم نسبت به اصل حادثه عاشورا روشن تر و واضح تر گردد. این طور نباشد که ما در مجلس حسین بن علی به منبر برویم یا سخنرانی کنیم، اما حضار آن مجلس  به این فکر فرو بروند که چرا باید برای امام حسین گریه کرد؟ اصلاً چرا امام حسین به کربلا آمد و عاشورا را به وجود آورد؟
3. سومین ویژگی لازم در این مجالس، افزایش ایمان و معرفت دینی در مردم است.
بنده خیلی متأسفم که بگویم در این سه چهار سال اخیر برخی کارها در ارتباط با مراسم عزاداری ماه محرم دیده شده است که دست هایی به غلط آن را در جامعه ی ما ترویج کرده اند، کارهایی را باب می‌کنند و رواج می‌دهند که هر کس ناظر آن باشد. برایش سؤال به وجود می‌آید».
( بیانات امام خامنه ای تاریخ 1373/3/17)

روز 27 فروردین 1391 فرصت مغتنمی بود تا دیگربار این حقیقت بزرگ را به سوگ سرایان و سوگ خوانان حسینی با حضور اهل معرفت و سخنرانی «جناب استاد دکتر محمد رضا سنگری» عاشورا پژوه و امام حسین شناس بزرگ دیار و روزگارمان یادآوری کنیم.

ساعت 17 سالن شهید مفتح مالامال از جمعیت مشتاق و بر پای ایستاده بود که نوای آسمانی قرآن مجید از حنجره ی قاری برجسته «حاج محمدرضا محمدی باغملّایی» دلها را آماده ی شنیدن از سیره ی سالار شهیدان کرد.

همخوانی بچه های حسین پوی محله ی خواجه ها گوشها را نواخت تا با یاد فاطمه سلام الله علیها بیانات استاد را مشتاقانه تر انتظار بکشند.

... و دکتر سنگری عنان سخن را به دست گرفت و سمند کلام را به وادی معرفت تاخت. گوشه هایی از نکات نغز ایشان پیش کش شما و پایان بخش گزارش ماست.

« اگر حسین مصباح است، مجلس بی نور، بی روشنی، مجلسی که سرانگشت اشارتی به بینایی، بصیرت، دقت، راه شناسی، خودشناسی، دشمن شناسی و مانع شناسی نداشته باشد آن مجلس قطعاً حسینی نیست. و اگر در مجلسی عبور از موج ها را یاد نگیریم، عبور از تنگناها و دشواری ها و بحران ها را یاد نگیریم، تمسک و توسل به سفینه ی نجات پیدا نکرده ایم» «در مرکز قیامت حسین، در مرکز رجعت حسین در مرکز ظهور حسین، چرا در مرکز کار و اندیشه و عمل و محافل ما حضرت اباعبدالله نباشد؛ پس ما نفس به نفس به حسین نیازمندیم ....»



برچسب‌ها: دکتر هاشمی فرد

.

آیت الله خامنه ای: ذهن مردم و تلقیِ مخاطب با خوانـدن شمـا  بالا می آیــد. ایــن را مــن بـه مداحـان می گویـم؛ شما می توانید ذهن مردم را بالا بیاورید. اگر شعرهای خوب، الفاظ زیبا، مضامین عالی و معارف قوی خوانده شود، مردم حتماً گوش می کنند و طبعـاً ذهنشان بالا می آید. حتماً ما باید این را جزو وظایف خود بدانیم که سطح دید و سطح ذوق و تأمل مردم را بالا بیاوریم.

دانلود صوتی متن بالا

.

دانلود تصویری - اختلاط زنان و مردان در عزاداری ها



.

 دانلود: قطعه ی شماره 1 با صدای شادروان جهانبخش کردی زاده بوشهری

در دستگاه سه گاه

ای شیعه ز نو محرم آمد، هنگام عزا و ماتم آمد

بر سر بزنید در این مصیبت، در ماریه شاه عالم آمد

این دشت بلاست قتلگاهم، گردند شهید اقربایم

آتش بزدند به خیمه گاهم، زینب به عزا و ماتم آمد

گفتا شه دین به نوجوانان، اینجا بُوَد وعده گاه جانان

عباس تو خیمه‌ها بپا کن،‌ چون امر خدا مسلم آمد

از جور و جفای قوم اعدا، صدچاک شود یوسف لیلا

گردد چو به خاک و خون شناور،‌ لیلا به عزا و ماتم آمد

 

دانلود: قطعه ی شماره ی ۲ با صدای آقای منتظر در دستگاه سه گاه

شهادت امام رضا (علیه السلام)

کار تو، همه مهر و وفا بود، رضاجان (گوشة حصار)
پاداش تو، کی زهر جفا بود، رضاجان (گوشة درآمد)
آن لحظه که پرپر زدی و آه کشیدی (گوشة زابل)
معصومة مظلومه، کجا بود رضاجان (گوشة درآمد)
بر دیدنت آمد چو جوادت ز مدینه (گوشة مویه)
سوز جگرش، یا ابتا بود رضاجان (فرود به گوشة درآمد)
تنها نه جگر، شمع‌صفت شد بدنت آب (گوشة مخاف)
کی قتل تو اینگونه روا بود، رضاجان (گوشة مخاف)
تو ناله زدی، در وسط حجره و زهرا (گوشة مخاف)
بالای سرت نوحه‌سرا بود رضاجان (گوشة مخاف)

یک چشم تو در راه، به دیدار جوادت (گوشة مخاف در گام پایین)
چشم دگرت کرب
و
بلا بود، رضاجان (گوشة مخاف در گام پایین)
جان دادی و راحت شدی از زخم زبان‌ها (گوشة مخاف در گام پایین)
این زهر، برای تو شفا بود رضاجان (گوشة مخاف در گام پایین)
از آتش این زهر، تن و جان تو می‌سوخت (گوشة مخاف)
اما به لبت، ذکر خدا بود رضاجان (گوشة مخاف)
روزی که نبودیم در این عالم خاکی (گوشة مویه)
در سینة ما، سوز شما بود رضاجان (فرود به گوشة درآمد)
از خویش مران ((میثم))افتاده ز پا را (گوشة درآمد)
عمری درِ این خانه گدا بود رضاجان (گوشة درآمد)

 

دانلود: قطعه ی شماره ی ۳ با صدای آقای منتظر در دستگاه چهارگاه

جواد محمدزمانی: مدح امام رضا (علیه السلام)

خورشید گرم چیدن بوسه ز ماه توست (گوشة درآمد)

گلدستهها منادی شوق پگاه توست (گوشة درآمد)

آری شگفت نیست که بیسایه میروی (گوشة درآمد)

خورشید هم ز سایهنشینان ماه توست (گوشة درآمد)

از چشم آهوان حرم میتوان شنید (گوشة زابل)

این دشتها به شوق شکار نگاه توست (گوشة زابل)

بالای کاشی حرم تو نوشته است (گوشة مویه)

هر جا دلی شکست همان بارگاه توست (گوشة مویه)

با این که سالهاست سوی طوس رفتهای (گوشة مخالف)

اما هنوز چشم مدینه به راه توست (گوشة مخالف)

یعنی که کاش فصل غریبی گذشته بود (گوشة مخالف در گام پایین)

دیگر مسافرم ز سفر بازگشته بود (گوشة مخالف در گام پایین)

هرچند سبز مانده گلستان باورت (اشاره به گوشة منصوری)

آیینهای جز آه نداری برابرت (بازگشت به گوشة مخالف)

راه از مدینه تا به خراسان مگر کم است؟ (گوشه مخالف)

با شوق دیدنت شده آواره خواهرت (گوشه مخالف)

دیگر دلی به یاد دل تو نمی‌تپد (گوشة مخالف در گام پایین)

بالی نمانده است برای کبوترت (گوشة مخالف در گام پایین)

مثل نسیم میرسد از ره جواد تو (گوشة مخالف)

یعنی نمینهی به روی خاکها سرت (گوشة مخالف)

تنها به کربوبلا سر نهاده بود (گوشة مخالف)

مردی که داشت نوحهگری مثل مادرت (گوشة مخالف)

اشک تو هست تا به ابد روضهخوانمان (گوشة مخالف در گام پایین)

تا کربلاست همسفر کاروانمان (گوشة مخالف در گام پایین)

 

دانلود: قطعه ی شماره ی ۴ با صدای آقای روحانی در دستگاه نوا

علی‌اکبر لطیفیان: (یا حسن و یا حسین)

ذکر نزول عطا، یا حسن و یا حسین (گوشة درآمد)

علت لطف خدا، یا حسن و یا حسین (گوشة درآمد)

تا که خدایی شوم، کرببلایی شوم (گوشة نهفت)

می‌زنم از دل صدا، یا حسن و یا حسین (فرود به گوشة درآمد)

بانی اشک دو چشم، رحمت جاری حق ( گوشة نیشابورک)

آبروی چشم‌ها، یا حسن و یا حسین (فرود به گوشة درآمد)

قبلة حاجات ما، اوج عبادات ما (گوشة عراق)

روح مناجات ما، یا حسن و یا حسین (گوشة عراق در گام پایین)

یکی بدون حرم، یکی بدون کفن (گوشة عراق)

سرم فدای شما، یا حسن و یا حسین (گوشة عراق)

هر دو شهید مادر، هر دو غریب مادر (گوشة عراق)

کشتة یک ماجرا، یا حسن و یا حسین (گوشة رهاب)

حسن امام حسین، حسین اسیر حسن (گوشة رهاب در گام پایین)

هر دو به هم مبتلا، یا حسن و یا حسین (گوشة رهاب)

تاب و قرار زینب، ذکر فرار زینب (گوشة رهاب)

در وسط شعله‌ها، یا حسن و یا حسین (گوشة رهاب)

 

دانلود: قطعه ی شماره ی ۵ با صدای شادروان جهانبخش کردی زاده بوشهری

در دستگاه دشتی

شیعیان ماه محرم به جهان گشت بپـا شـد ز نو وقـت عزا

زینـب غمزده آمـد به سـوی کرببلا با دوصد حسرت و آه

 زینب غم‌زده گفتا به حسین خسرو دین با دلـی زار و حزین

گو که بعد تو چه سازم من از این جور و جفا با دوصد حسرت و آه

 شاه دین گفت به عبـاس علمـدار جوان با دوصد آه و فغان

گو که بعد تو چه سازم من از این جور و جفا با دوصد حسرت و آه

 

دانلود: قطعه ی شماره ی ۶ با صدای شادروان جهانبخش کردی زاده بوشهری

در دستگاه چهارگاه

الوداع الوداع امشب شب عاشوراست

دور خیمــه برسـرزنان زهـراست

 الوداع الوداع امشب زینب محزون

زینـب محـزون در فکـر فرداست



.
دانلود: قطعه ی شماره ی
 ۷ با صدای آقای روحانی در دستگاه افشاری

شاعر: جودی خراسانی

(اربعین)

 رو سوی کرببلا کن که من خو‌ن ‌شده دل (گوشة درآمد)

گفتگوها به سر قبر برادر دارم (گوشة درآمد)

تشنه کشتند حسین من و من از بهرش (گوشة درآمد)

جوی‌ها بسته بر او از مژة تر دارم (گوشة درآمد)

فرصت گریه ندادند مرا از غم او (گوشة جامه‌درآن)

عقده‌ها در دل خونین من مضطر دارم (گوشة جامه‌درآن)

رو سوی کرببلا کن که من از سیل سرشک (گوشة عراق)

شکوه‌ها از ستم شمر ستگر دارم (گوشة عراق)

رو سوی کرببلا کن که من از شعلة آه (گوشة عراق)

شمع‌ها بهر مزار علی‌اکبر دارم (گوشة عراق)

رو سوی کرببلا کن که ز سیلاب سرشک (گوشة رهاب)

آب بهر لب خشک علی‌اصغر دارم (گوشة رهاب)

رو سوی کرببلا کن که ز تنهایی شام (گوشة رهاب)

گله بسیار ز عباس دلاور دارم (گوشة رهاب)

(( جودی )) این داغ نه داغی است که از دل برود (گوشة رهاب)

داغ این واقعه را تا صف محشر دارم (گوشة رهاب)


دانلود: قطعه ی شماره ی ۸ با صدای آقای روحانی در دستگاه ابوعطا

شاعر: صامت بروجردی

(اربعین)

اربعین آمد و اشکم ز بصر می‌آید (گوشة درآمد)

گوییا زینب محزون ز سفر می‌آید (گوشة درآمد)

باز در کرببلا شیون و غوغا برپاست (گوشة درآمد)

کز اسیران ز ره شام خبر می‌آید(گوشة درآمد با اشاره به جامه‌دران)

جرس از سوز جگر نالد و گوید به ملا (گوشة حجاز)

که سکینه به سر قبر پدر می‌آید (فرود به گوشة درآمد)

گرچه پایش بود از خار مغیلان مجروح (گوشة یتیمک)

بر سر قبر پدر باز به سر می‌آید (گوشة یتیمک)

ای صبا گوی به عباس که از جا برخیز (گوشة یتیمک)

ام‌کلثوم تو خم‌گشته‌ کمر می‌آید (گوشة یتیمک)

((صامتا)) از چه نگفتی که سر قبر پدر (گوشة درآمد)

با سرشک مژه امروز پسر می‌آید (گوشة درآمد)

 

دانلود: قطعه ی شماره ی ۹ با صدای آقای منتظر در آواز دشتی و دستگاه شور

شاعر: سید رضا مؤید

(اربعین) 

تا وطن در نینوا کردم حسین (گوشة درآمد)

روز و شب چون نی‌ نوا کردم حسین (گوشة درآمد)

کاروانت را اگر آورده‌ام (اشاره به گوشة عشاق)

بارها خود را فدا کردم حسین (فرود به گوشة درآمد)

تا نماند کربلا در کربلا (گوشة درآمد)

شام را هم کربلا کردم حسین (اشاره به گوشة بیات راجع)

تو به روی نیزه من در پای نی (گوشة عشاق)

حق مطلب را ادا کردم حسین (اشاره به گوشه درآمد دستگاه شور)

دست گلچین تا نچیند لاله‌ای (گوشة درآمد دستگاه شور)

من طواف لاله‌ها کردم حسین (گوشة درآمد دستگاه شور)

چون تو گفتی بهرت ای روح دعا (اشاره به گوشة حسینی دستگاه شور)

در نماز شب دعا کردم حسین (گوشة درآمد دستگاه شور)

خواهرت قربان قرآن خواندنت (گوشة درآمد دستگاه شور)

من ز قرآنت صفا کردم حسین (گوشة درآمد دستگاه شور)

بر در دروازة شام از ملال (اشاره به گوشة حسینی دستگاه شور)

خواهش مرگ از خدا کردم حسین (گوشة درآمد دستگاه شور)

عید دشمن شد عزا چون پیش او (اشاره به گوشة درآمد آواز ابوعطا)

من عزایت را به پا کردم حسین (فرود به گوشة درآمد دستگاه شور)

 

دانلود: قطعه ی شماره ی ۱۰ با صدای آقای روحانی در دستگاه سه گاه و چهارگاه

شاعر: مرحوم محمد خسرونژاد (خسرو)

(در سوگ پیامبر صلی الله علیه وآله)

در حدیث است که چون ختم رسل (گوشة درآمد)

منجی نوع بشر، هادی کل (گوشة درآمد)

خفته در بستر بیماری بود (گوشة درآمد با اشاره به گوشة مویه)

فاطمه گرم پرستاری بود (گوشة درآمد)

بر در خانة آن فخر بشر (گوشة درآمد)

آمد از راه جوانی زد در (گوشة درآمد)

فاطمه با دلی از غصه کباب (گوشة زابل)

آمد اندر پس در، داد جواب (گوشة زابل)

ای که در کوبی و رخصت طلبی (گوشة زابل) 

آمدی گر پی دیدار نبی (گوشة زابل)

رو که اکنون،‌ نه گه دیدار است (فرود به گوشة درآمد)

که نبی غمزده و بیمار است (گوشة درآمد)

گفت هستم به جهان مرد غریب (گوشة مخالف)

آمدم بهر ملاقات حبیب (گوشة مخالف)

به خدا آمده‌ام از ره دور (گوشة مخالف)

تا بیابم ز نبی فیض حضور (گوشة مخالف)

فاطمه بار دگر داد جواب (گوشة مخالف)

که پیمبر بود اندر تب و تاب (گوشة مخالف)

رفت آن مرد ولی آمد زود (گوشة درآمد)

تا سه نوبت بشد این گفت و شنود (گوشة درآمد)

عاقبت کوفت چنان سخت به در (گوشة مویه)

که شنیدی به سرا پیغمبر (فرود به گوشة درآمد)

آن بزرگ آیت خلاق ودود (گوشة درآمد)

لب به گفتار دُرر بار گشود (گوشة درآمد)

گفت ای فاطمه جان خیز و ز جا (گوشة مثنوی دستگاه چهارگاه)

زودتر باب سرا را بگشا (گوشة مثنوی دستگاه چهارگاه)

این که کوبد به در خانه،‌ عجیب (گوشة مثنوی دستگاه چهارگاه)

نبود فاطمه جان،‌ مردِ غریب (گوشة مثنوی دستگاه چهارگاه)

این همان است که از هیبت او (گوشة مثنوی دستگاه چهارگاه)

شیر درنده شود چون آهو (گوشة مثنوی دستگاه چهارگاه)

جز در این خانه،‌ به امر معبود (گوشة مثنوی دستگاه چهارگاه)

نگرفته ز دری اذن ورود (گوشة مثنوی دستگاه چهارگاه)

این بود پیک خداوند جلیل (گوشة مثنوی دستگاه چهارگاه)

قابض روح بشر،‌ عزرائیل (گوشة مثنوی دستگاه چهارگاه)

احترام تو و کاشانة توست (گوشة مثنوی دستگاه چهارگاه)

کو ستاده به درِ خانة توست (گوشة مثنوی دستگاه چهارگاه)

 

دانلود: قطعه ی شماره ی ۱۱ با صدای آقای منتظر در دستگاه همایون 

شاعر: محمدحسین صغیر اصفهانی

(مزد رسالت)

فرا رسیده به سر روزگار،‌ ای امّت (گوشة بیداد)

روم به جانب دارالقرار ای امّت (گوشة بیداد)

به جای مزد رسالت در این دو روزة عمر (گوشة بیات راجع)

کشیده‌ام ستم بی‌شمار ای امّت(فرود به گوشة بیداد)

نبود شاد زمانی دلم ز دست شما (اشاره به گوشة بوسلیک)

همیشه بوده‌ام از غم فگار ای امّت (فرود به گوشة بیداد)

ستم رسیده به پیغمبران ولی چون من (گوشة عشاق)

ندیده کس ستم روزگار ای امّت (گوشة عشاق)

زدید سنگ به پیشانی‌ام برای شما (گوشة عشاق)

نخواستم غضب از کردگار ای امّت (گوشة عشاق)

به گاه معجزه کذّاب و ساحرم خواندید (گوشة عشاق در گام پایین)

شدم میان شما خوار و زار ای امّت (فرود به گوشة بیات راجع)

من از میان شما می‌روم کنون بیرون (گوشة عشاق در گام بالا)

نهم دو چیز ز خود یادگار ای امّت (گوشة عشاق)

از آن دو چیز یکی عترت گرام من‌اند (گوشة عشاق در گام پایین)

یکی کلام خداوندگار ای امّت (گوشة عشاق در گام پایین)

مباد دست تصرّف برید در قرآن (گوشة عشاق با اشاره‌ای کوچک به گوشة درآمد دستگاه شور)

که حق نکرده در آن واگذار ای امّت (گوشة عشاق)

مباد آن که به اولاد من ستم بکنید (گوشة عشاق)

که از من‌اند صغار و کبار ای امّت (گوشة عشاق)

همیشه در طلب امر و نهی دین باشید (فرود به گوشة شوشتری)

که تا شوید از آن رستگار ای امّت (فرود به گوشة شوشتری)

 

دانلود: قطعه ی شماره ی ۱۲ با صدای آقای منتظر در دستگاه بیات اصفهان

شاعر: سید محمدباقر جندقی (واعظ)

(شهادت امام حسن علیه السلام)

شهی که بود ز جان‌ها لطیف‌تر بدنش (گوشة درآمد)

دریغ شد چو زمرُّد،‌ ز زهر کینه تنش (گوشة درآمد)

امام دوم و سبط رسول و پور بتول (گوشة درآمد)

که ذوالجلال بنامید از ازل حسنش (گوشة درآمد)

روا نبود که آبش به زهر آلایند (اشاره به گوشة عشاق)

بر او ز شیره ی جان داد فاطمه لبنش (فرود به گوشة درآمد)

عدو به دست حسن داد تا که کاسه ی زهر (گوشة بیات راجع در اوج)

چو باغ لاله ز خون جگر شدی لگنش (فرود به گوشة درآمد)

امام صبر ز بس ساغر بلا نوشید (گوشة عشاق در اوج)

فزون ز جدّ و پدر بود گوئیا محنش (فرود به گوشة درآمد)

چه ناسزا که از آن قوم نانجیب شنید (گوشة عشاق در گام پایین)

 که بود سخت‌تر از تیر و نیزه بر بدنش (فرود به گوشة درآمد)

شنید آن همه دشنام و در جواب عدو (گوشة عشاق)

نگفت جز به محبّت سخن لب و دهنش (فرود به گوشة درآمد)

ستمگری ز جفا زد به ران او خنجر (گوشة بیات راجع)

که اوفتاد ز مرکب به خاک تیره تنش (فرود به گوشة درآمد)

کمان ز کینه کشیدند بر جنازة او  (گوشة عشاق در اوج)

که پاره‌پاره شد از تیر اشقیا کفنش (فرود به گوشة درآمد)

مصائبی که بر آن خسرو انام رسید (گوشة جامه‌دران)

هزار یک نتواند نوشت،‌ کِلکِ منش(فرود به گوشة درآمد)

 

دانلود: قطعه ی شماره ی ۱۳ با صدای آقای منتظر در دستگاه افشاری

شاعر: سیدرضا مؤید

(شهادت امام حسن علیه السلام)

مهرت به کائنات برابر نمی‌شود (گوشة درآمد)

داغی ز ماتم تو فزون‌تر نمی‌شود (گوشة درآمد)

از داغ جان‌گداز تو ای گوهر وجود (اشاره به گوشة جامه‌دران)

سنگ است هر دلی که مکدّر نمی‌شود (فرود به گوشة درآمد)

ظلمی که بر تو رفت ز بیداد اهل ظلم (گوشة جامه‌دران در اوج)

بر صفحة خیال مصوّر نمی‌شود (فرود به گوشة درآمد)

تنها جنازة تو شد آماج تیر کین (گوشة جامه‌دران در اوج)

یک ره شد این جنایت و دیگر نمی‌شود (فرود به گوشة درآمد)

بی‌بهره از فروغ ولای تو یا حسن (گوشة جامه‌دران در گام پایین)

مشمول این حدیث پیمبر نمی‌شود (گوشة جامه‌دران در گام پایین)

فرمود دیده‌ای که کند گریه بر حسن (گوشة عراق در اوج)

آن دیده کور وارد محشر نمی‌شود (گوشة عراق در اوج)

دارم امید بوسة قبر تو در بقیع (گوشة جامه‌دران در گام پایین)

اما چه می‌توان که میسّر نمی‌شود (فرود به گوشة درآمد)

با این ستم که بر تو و بر مدفنت رسید (اشاره به گوشة رهاب)

ویران چرا بنای ستمگر نمی‌شود (فرود به گوشة درآمد)

آن را چه دوستی است (( مؤید)) که دیده‌اش (گوشة جامه‌دران در گام پایین)

از خون دل ز داغ حسن تر نمی‌شود (فرود به گوشة درآمد)

 

دانلود: قطعه ی شماره ی ۱۴ با صدای آقای روحانی در دستگاه دشتی

شاعر: عبدالرحمن جامی

(مدح امام رضا علیه السلام)

سلامٌ عَلی آلِ طه وَ یاسین (گوشة درآمد)

سَلامٌ عَلی آلِ خَیرِ النَبیین (گوشة درآمد)

سَلامٌ عَلی روضه حَلَّ فیها (گوشة درآمد)

اِمامٌ یُباهی بهِ المُلکُ و الدین (گوشة درآمد)

امام به حق شاه مطلق که آمد (گوشة بیات راجع با اشاره به گوشة عشاق)

حریم درش قبله‌گاه سلاطین (گوشة بیات راجع با فرود به گوشة درآمد)

شه کاخ عرفان، گل شـاخ احسان (گوشة عشاق)

دُرِ دُرج امکان مه برج تمکین  (گوشة عشاق)

علی بن موسی الرضا کز خدایش  (گوشة عشاق با اشاره به گوشة درآمد دستگاه شور)

رضا شد لقب، چون رضا بودش آیین (فرود به گوشة درآمد)

ز فضل و شرف بینی او را جهانی (اشاره به گوشة درآمد آواز ابوعطا)

اگر نبودت تیره چشم جهان‌بین (فرود به گوشة درآمد دستگاه شور)

پی عطر روبند حوران جنت (گوشة خسروشیرین)

غبار دیارش به گیسوی مشکین (گوشة خسروشیرین)

اگر خواهی آری به کف دامن او (گوشة خسروشیرین)

برو دامن از هر چه جز اوست در چین (فرود به گوشة درآمد دستگاه شور)

چو (( جامی )) چشد لذت تیغ مهرش (گوشة درآمد دستگاه شور)

چه غم گر مخالف کشــد خنجر کین (گوشة درآمد دستگاه شور)



 .

 

مرحوم جهانبخش کردی زاده ملقب به بخشو در سال 1315 شمسی در بوشهر (محله ی باغ ملاّ) متولد شد. وی از همان اوان کودکی با پدرش به مساجد می رفت و همین عامل عشق به اهل بیت علیهم السلام و علاقه مندی به عزاداری سنتی بوشهر را در او ایجاد نمود. شنیدن اجرای جذاب مرحوم سید علی مهیمنیان که از نوحه خوانان و مداحان به نام آن دوره بود علاقه مندی مرحوم کردی زاده را دو چندان نمود و زمینه ی آشنایی آن دو را فراهم. مرحوم مهیمنیان که علاوه بر مداحی و نوحه سرایی، آهنگسازی نوحه های خویش را هم انجام می داد منبع انتقال تجربیات خوب و ارزنده ای برای مرحوم کردی زاده محسوب می شد. مرحوم مهیمنیان پس از پی بردن به علاقه مندی بخشو به نوحه خوانی و بعد از شناخت استعداد ذاتی و بی نظیر او در این عرصه، به تعلیم وی همت گماشت و او را در سن 15 سالگی به عنوان نوحه خوان به مسجد تنگک (از محلات جنوبی شهر بوشهر) معرفی نمود. دیری نپایید که استعداد ذاتی، صدای بی نظیر و مهارت او در این امر باعث شد توجه بزرگان شهر را به خود جلب نماید. به همین علت مرحوم حبیب فیوض که از سرشناسان بوشهر و از بانیان به نام این دیار بود از وی برای نوحه خوانی در مسجد دهدشتی که یکی از مساجد بزرگ بوشهر بود دعوت نماید. و همین امر باعث شد آوازه ی این اعجوبه ی عالم مداحی در سراسر کشور طنین انداز شود و نظر بسیاری را به سمت عزاداری بوشهر معطوف سازد. اجرای متعدد وی در محلات مختلف شهر به هیچ وجه نمی توانست تغییری در تن صدای او به وجود آورد. شاید بتوان به جرٍِأت گفت صدای دلنشین و گیرای کردی زاده از عمده عواملی بود که ضعف وسایل ارتباط جمعی را جبران می نمود و عزاداری بوشهر را به ایران معرفی. نوع حنجره ی او به اعتقاد بسیاری از اهل فن  از معدود حنجره هایی بود که در دنیای موسیقی و خوانندگی وجود داشته و دارد. آوازه ی اجرای بی نظیرش باعث شد تا علاقه مندان زیادی از استان های خوزستان و فارس برای شنیدن صدای فراگیر و دلنشین او به بوشهر کشیده شوند. وی علاوه بر اجرای زیبا و بی نقص نوحه ها و مرثیه های سنتی بوشهر در اجرای شروه، چاوش خوانی، مناجات خوانی، صبحدم خوانی، بیت خوانی، جنگ نامه خوانی، مصیبت و خیام خوانی نیز از تبحر خاصی برخوردار بود. از نکات برجسته ی اجرای آن مرحوم علاوه بر حجم صدا و زنگ حزین و گیرای نوایش می توان به تسلط در اجرای اوج و فرودهای شروه و تحریرهای بی نقصش در نوحه و واحد خوانی اشاره نمود.

عشق و علاقه ی وافر او به خواندان عصمت و طهارت علیهم السلام باعث شد تا پیشنهادهای وسوسه انگیز گروه ها  و متصدیان متعدد موسیقی غیر مذهبی و حتی دعوت رسمی برای اجرا در رادیو و تلوزیون آن زمان در کسوت خوانندگی را با قاطعیت رد کند.

هر جا مرحوم بخشو نوحه خوانی می کرد مردم حتی با کمبود وسایل نقلیه در آن زمان به هر طریقی خود را به آنجا می رساندند تا از صدای بی نظیرش بهره مند گردند.

سرانجام او آخرین اجرای خود را در مرداد ماه سال 1356 در حرم مطهر ثامن الحجج علی ابن موسی الرضا علیه السلام انجام داد و در آن فضای معنوی به نوحه خوانی در رثای سالار شهیدان پرداخت و پس از آن در راه برگشت از مشهد مقدس بر اثر عارضه قلبی در شهر شیراز دار فانی را وداع گفت و بوشهر را غرق در عزا و ماتم نمود.

تشییع جنازه ی این مداح اهل بیت علیهم السلام از معدود تشییع هایی بود که شهر بوشهر در ذهن دارد. مردم متدین بوشهر و علاقه مندان او که از شهرها و استان های همجوار خود را به بوشهر رسانده بودند پس از تشییع با شکوه آن اعجوبه ی عالم مداحی وی را در جوار امامزاده محمد بن باقر در بوشهر به خاک سپردند.  روحش شاد      



.

هدف قیام سید و سالار شهیدان حضرت اباعبدالله علیه السلام احیای دین جدش بود که اساس آن توحید است و معرفت بدان همان عرفان مقام اعلای ولایت جامع می باشد. هرچه مدح،  حقیقت ممدوح را بهتر و بیشتر نشان دهد، از ارزش بیشتری برخوردار است؛ لذا اولین خصیصه ی لازم برای مداح، شناخت صحیح و مطابق واقع، نسبت به ممدوح است.  هر چه شناخت جامع تر باشد، بالطبع مدح، حکایت گری اش از آن حقیقت جامع تر و شفاف تر می شود. انسان کامل دارای ابعاد مختلفی است و در هر مرتبه، حقیقت ولایی اش به اقتضای آن مرتبه ، ظهوری خاص دارد لکن در همه مراتب، ممدوح و قابل ستایش است. مداح باید در معرفتش به اهل بیت علیهم السلام روز به روز کامل تر شود تا در اثر قرب، شایستگیِ شناساندن آن انوار عالم تاب را به تشنگان زلال حیات بخشِ ولایت داشته باشد و این حاصل نمی گردد مگر با سنخیت، سنخیت مداح با ممدوح، سنخیت در ظاهر و باطن، تا فنای مداح در ممدوح. مداح بسان آیینه ای است که هیچ شأنی از خود ندارد مگر نمایاندنِ ممدوح.  بنا بر این هرچه آیینه از کدورات و زنگارها پاک تر باشد، بهتر می تواند نشانگر ممدوح باشد. پس باید ظاهر را به زینت شریعت و باطن را به نور فضایل اخلاقی و دیده ی حقیقت بین آراست. 



برچسب‌ها: مداح، مدح، مداحی
تاریخ : شنبه 12 بهمن 1392 | 13:03 | نویسنده : روابط عمومی بنیاد دعبل خزاعی بوشهر



   1    2    >>

آمار سایت
تعداد بازدید ها: 20830